اعتراض به میزان درصد جانبازی و الزام به اصلاح آن

برای اعتراض به میزان درصد جانبازی و الزام به اصلاح درصد اختصاص یافته، راهکارهای قانونی وجود دارد. رعایت مقررات موجود در این راستا موجب می شود تا جانباز بتواند از حقوق قانونی خود برخوردار شود. در این نوشته سعی می شود تا راهکارهای موجود جهت اعتراض به درصد جانبازی، و مرجع صالح برای رسیدگی به این موضوع معرفی شود.

جانبازانی که درصد جانبازی آنان مشخص شده است، می توانند در صورتی که میزان آن اعتراض دارند و خود را مستحق دریافت درصد بیشتری از جانبازی می دانند، مراتب اعتراض خود را به صورت مکتوب به دفاتر بنیاد شهید وامور جانبازان و ایثارگران تقدیم نمایند.

دفاتر بنیاد شهید و امور ایثارگران و جانبازان موظف به ارسال و پیگیری درخواست اعتراض به درصد جانبازی در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید می باشند. قانونگذار رسیدگی به اعتراضات جانبازان را در خصوص درصد جانبازی قابل طرح در کمیسیون ماده 16 قانون جانبازان قرار داده است.

کمیسیون ماده 16 علاوه بر وظایف گسترده در راستای امورات ایثارگران و جانبازان و خانواده آنان، وظیفه رسیدگی به اعتراض در مورد درصد جانبازی را نیز در دستور کار خود دارد. برای طرح موضوع اعتراض به درصد جانبازی می بایست فرم مخصوص به کمیسیون ماده 16 تکمیل و تقدیم شود.

رسیدگی در کمیسیون ماده 16 قانون جانبازی پس از طی تشریفات قانونی و انجام دستورالعمل های موجود در این زمینه صورت می گیرد. پس از تکمیل مدارک و مستندات موجود و موثر در راستای اعتراض به درصد جانبازی و ارسال به کمیسیون مذکور، رسیدگی و اعلام نظر کمیسیون ماده 16 می بایست در مدت 6 ماه تا یک سال صورت پذیرد.

جانبازانی که اعتراض به درصد جانبازی خود را با رعایت تشریفات و مقررات قانونی در کمیسیون ماده 16 مطرح نموده اند، چنانچه در مهلت قانونی 6 ماه تا یک سال از تاریخ شکایت و اعتراض، هیچ گونه اعلام نظر و رسیدگی از کمیسیون ماده 16 دریافت ننمایند، می توانند برای پیگیری و شکایت از روند رسیدگی در کمیسیون مذکور به رئیس بنیاد شهید شهرستان محل پرونده مراجعه و درخواست رسیدگی نمایند.

جانبازان معترض به درصد جانبازی می توانند در صورتی که از طرف رئیس بنیاد شهید شهرستان، اقدامی در خصوص رسیدگی در کمیسیون ماده 16 صورت نگیرد، مراتب را از طریق رئیس بنیاد شهید در ستاد استان پیگیری نمایند. عدم حصول نتیجه از بیان موضوع در این مرحله هم می تواند از طریق مدیر کل بنیاد شهید و یا مدیر کل حراست بنیاد شهید پیگیری شود.

جانبازانی که پرونده اعتراض به درصد جانبازی آنان در کمیسیون ماده 16 در مهلت مقرر و قانونی که ذکر گردید مورد رسیدگی قرار نگیرد، می توانند مراتب اعتراض خود را از نحوه و روند رسیدگی مطابق با رویه مذکور پیگیری نمایند. چنانچه رای کمیسیون ماده 16 در مورد درصد جانبازی صادر گردد و نتیجه دلخواه برای متقاضی تغییر درصد جانبازی حاصل نشود، رای صادره قابل اعتراض و شکایت در دیوان عدالت اداری است.

اعتراض و شکایت به میزان درصد جانبازی در دیوان عدالت اداری، پس از طی تشریفات و مراحل قانونی امکان پذیر خواهد شد. برای بیان اعتراض و شکایت از میزان درصد جانبازی، دادخواست مربوط به دیوان عدالت اداری می بایست تکمیل و ارائه شود.

شخص معترض به میزان درصد جانبازی ابتدا باید در سامانه ثنا ثبت نام نماید، این مورد جهت پیگیری روند رسیدگی در دیوان عدالت اداری الزامی است. دادخواست مربوط به دیوان عدالت اداری پس از ثبت در سامانه دیوان ( ساجد ) از طریق دفاتر اداری دیوان عدالت اداری همراه با سایر مدارک و مستندات ارسال می گردد.

رسیدگی در دیوان عدالت اداری درخصوص اعتراض به میزان درصد جانبازی و الزام به اصلاح آن، ابتدا در شعبات بدوی دیوان عدالت اداری مورد رسیدگی قرار می گیرد. امکان اعتراض به رای صادره از شعبات بدوی در مهلت 20 روز پس از ابلاغ رای امکان پذیر است، و رسیدگی مجدد در شعبات تجدید نظر دیوان عدالت اداری انجام می شود.

چنانچه نظر شعب بدوی دیوان عدالت اداری مبنی بر تائید نظر کمیسیون ماده 16 باشد، ضمن تائید نظریه مذکور در صورتی که رای صادره مورد اعتراض واقع نشود قطعی می شوند و اعتراض و شکایت از نظریه کمیسیون ماده 16 توسط دیوان عدالت اداری رد می شود.

آرای صادره از شعبات بدوی و یا تجدید نظر دیوان عدالت اداری، چنانچه قطعی شده باشند و مبنی بر تغییر درصد جانبازی و الزام به اصلاح آن توسط کمیسیون ماده 16 قانون جانبازی باشد، جهت اجرای رای دیوان عدالت اداری و الزام به اصلاح درصد جانبازی به کمیسیون مذکور ارجاع داده می شود.

گروه وکلای پایتخت ضمن برخورداری از حضور وکلای باسابقه و مجرب در زمینه طرح دعاوی مربوط به دیوان عدالت اداری، با استناد به دانش حقوقی و با استفاده از قوانین و مقررات مربوط به تغییر درصد جانبازی، امکان رسیدگی را دیوان عدالت اداری در کمترین زمان ممکن فراهم می آورند.گروه وکلای پایتخت به صورت کاملا” تخصصی اعتراض به میزان درصد جانبازی را در دیوان عدالت اداری مطرح و پیگیری می نمایند. کسب موفقیت و نتیجه مناسب حاصل تجربه وکلای این مجموعه می باشد.

جدول خلاصه: اعتراض به میزان درصد جانبازی و الزام به اصلاح آن

موضوع شرح راهکار
عدم تطابق درصد جانبازی با میزان آسیب دیدگی اختلاف بین درصد جانبازی تعیین شده و میزان واقعی ناتوانی جسمی یا روحی جانباز ارائه مدارک پزشکی جدید و مستند برای بررسی مجدد
عدم شفافیت در فرآیند تعیین درصد جانبازی بی اطلاعی جانبازان از روند ارزیابی و معیارهای تعیین درصد جانبازی شفاف سازی بیشتر در آیین نامه ها و دسترسی آسان تر به اطلاعات
عدم دسترسی به مراجع ذیصلاح برای اعتراض دشواری در دسترسی به مراجع قانونی و مراحل طولانی اعتراض تسهیل روند اعتراض و پاسخگویی سریع تر به درخواست ها
تبعیض در تعیین درصد جانبازی بین جانبازان با آسیب های مشابه تفاوت در درصد جانبازی تعیین شده برای جانبازان با آسیب های مشابه بازنگری در معیارهای ارزیابی و ایجاد استانداردهای یکسان
تاثیر درصد جانبازی بر حقوق و مزایا تاثیر مستقیم درصد جانبازی بر میزان مستمری و سایر حقوق جانبازان اصلاح فرمول محاسبه حقوق و مزایای جانبازان بر اساس واقعیت آسیب دیدگی

پرسش و پاسخ متداول

سوال: چگونه می توان به میزان درصد جانبازی اعتراض کرد؟

برای اعتراض به درصد جانبازی، باید با ارائه مدارک پزشکی جدید و مستند به مراجع ذیصلاح مانند بنیاد شهید و امور ایثارگران مراجعه نمود. مراحل و مدارک مورد نیاز در این مراجع قابل استعلام می باشد.

سوال: چه مدارکی برای اعتراض به درصد جانبازی لازم است؟

مدارک مورد نیاز شامل پرونده پزشکی کامل، تصاویر پزشکی جدید، گواهی پزشک متخصص، و هر مدرکی که نشان دهنده میزان دقیق آسیب دیدگی و ناتوانی جانباز باشد، می باشد.

سوال: مدت زمان رسیدگی به اعتراض به درصد جانبازی چقدر است؟

مدت زمان رسیدگی به اعتراض به درصد جانبازی بسته به پیچیدگی پرونده و حجم مراجعات متفاوت است، اما تلاش بر این است که در کوتاه ترین زمان ممکن به درخواست جانبازان رسیدگی شود.

سوال: آیا امکان افزایش درصد جانبازی بعد از تعیین درصد اولیه وجود دارد؟

بله، در صورت ارائه مدارک جدید و مستند که نشان دهنده افزایش میزان ناتوانی جانباز باشد، امکان افزایش درصد جانبازی وجود دارد.

نتیجه گیری و سخن نهایی

اعتراض به میزان درصد جانبازی و الزام به اصلاح آن، موضوعی حیاتی برای جانبازان محترم می باشد. شفافیت در فرآیند تعیین درصد جانبازی، تسریع در روند رسیدگی به اعتراضات و ایجاد استانداردهای یکسان در ارزیابی، از جمله اقدامات ضروری برای رفع مشکلات و تضمین حقوق جانبازان است. با اصلاح سیستم و ارائه راهکارهای عملی و کارآمد، می‌توان به عدالت و رضایت خاطر این عزیزان کمک کرد و از تلاش‌های ارزشمند آنها در راه دفاع از میهن قدردانی نمود. توجه ویژه به این امر، گامی در جهت ایجاد جامعه ای عادلانه و سپاسگزار از ایثار و فداکاری جانبازان گرانقدر است.

اعتراض به میزان درصد جانبازی و الزام به اصلاح آن

22 دیدگاه دربارهٔ «اعتراض به میزان درصد جانبازی و الزام به اصلاح آن»

  1. باسلام من درسال ۸۲ بابت دست راستم اقدام کردم ۵ درصد جانبازی تعلق گرفت ودرتیرماه امسال بابت کل بدنم اقدام کردم که حدود۲۳ ترکش دربدنم وجود داشت درصد جانبازی رو تغییر دادن به ۲۰ درصد با اینکه تمام بدنم ترکش وجود داره بازم به ۲۵ درصد افزایش ندادن لطفا یه راهی پیشنهاد بدین

    1. با عرض سلام و احترام. بایستی ابتدا به بنیاد شهید مراجعه نمایید و نامه ای به طرفیت همان سازمانی که از طرف آنها به جبهه اعزام شده بودید، بگیرید پس به همان سازمان مراجعه نمایید، سازمان مورد شما را به کمیسیون ارجاع داده و پزشک متخصص بررسی می کند اگر در میزان جانبازی شما تغییر ایجاد شد که بسیار خب، اگر موافقت نکردند می توانید از طریق دیوان عدالت اداری دادخواست خود را ثبت نمایید. در این زمینه با شماره 09199353470 تماس بگیرید جهت راهنمایی بیشتر…

  2. سلام
    پنج سال پیش کمیسیون رفتم پنج درصد تایید شد
    هر چه مراجعه میکنم جواب سربالا میدن وحتی میگن در صورت اعتراض همین پنج درصد هم حذف میشه
    ممنون از راهنماییتون

    1. وظیفه شیمیایی سال ۶۶ در منطقه سومار هستم وچون در آن زمان کل منطقه توسط عراق تسرف شد و کل مدارک بالینی در بیمارستان از بین رفت ومن مدارک بالینی ندارم اما هم حضور و هم مجروح شدنم به میزان ۲۵ در صد در کمیسیون عالی بهداشت و درمان ارتش تعلق گرفت و مورد تعید کمیسیون ماده ۱۲۰ ارتش نیز قرار گرفت و کپی تمام مدارک موجود است. اما در بنیاد به علت نداشتن مدارک بالینی همزمان مورد قبول قرار نگرفت حتی ۵ درصد ماده ۸۷ را هم بهم ندادن در صورتیکه تبق قانون مدارک بالینی همزمان لازم نیست
      من یک وکیل کارآمد می‌خوام که حقم را ثابت کند نمیخواهم کامل رایگان باشد در حد توانم باشد ممنون 09188595513

  3. سلام پدرم نامه برد درصدبراش زدن ۲۰اما پدرم شنوایی ضعیفه ترکش زیر چشم داره اعصاب وروان وموج انفجار داره کلی دارومیخره باید چکارکنه؟

      1. سلام ، بنده سال 65 در منطقه عملیاتی فاو دوبار مجروح شدم ابتدا 15 درصد و اخیرا با شرکت در کمسیون تخصصی بنیاد 20 درصد شدم اما نکته اینجاست که در روز کمسیون هر پزشکی که مرا معاینه می کرد و مدارک هم بررسی می کردند یک کد در فرم مربوطه می نوشتند اکنون که در خلاصه پرونده کمسیون خود نگاه میکنم 3 تا کد ننوشتند و درصد هم ندادند . ترکش در اندام تحتانی ، ترکش در سر ، ترکش در اندام فوقانی که اگر برای هرکدام 2 درصد می دادند اکنون درصد بنده بالای 25 بود لطفا راهنمایی فرمائید.

  4. با سلام و خسته نباشید
    پدر من از نیروهای مسلح بودن و سال ۸۱ در برخورد با مین جانباز شدن و سال ۸۳ کمیسیون پزشکی بنیاد شهید ۶۵ درصد جانبازی تعیین نمودند، در سال ۱۴۰۰ با مراجعه به پروفایل پدرم در سایت بنیاد شهید متوجه شدم که برخی از مجدوحیت های وی از جمله PIP قطع انگشت پنجم دست
    DIP قطع انگشت چهارم دست
    اسکار ناشی از ترکش گلوله به زانو
    دیفکت پوستی و عضلانی خفیف دست
    ترکش متعدد سینه
    ترکش داخل سر
    داخل کمیسیون سال ۸۳ نبود
    پس سال ۱۴۰۱ درخواست کمیسیون دادیم
    آقایون پزشک تیر ماه از تهران اومدن استان ما و اصلا تعجب کردن چرا با این همه جراحت ، ۶۵ درصد جانبازی دادن قبلا
    بررسی کردن و رفتن
    بعد از یک ماه به دلیل رفع نقص، پرونده کامل پدرم رو به مرکز درخواست کردند و نهایتا ۲۸ شهریور نتیجه کمیسیون اومد که با وجود اضافه نمودن جراحت های فوق الذکر به لیست آسیب ها، باز هم درصد جانبازی ۶۵ تعیین گردید، پدر من مهرماه فوت نمودن و پرونده رو فعلا فرستادن کمیسیون ماده ۱۵ که شاید ۵ درصد اضافه کنن و حکم شهید بگیریم.
    اما سوال اینجاست آیا اگه کمیسیون ماده ۱۵ موافقت نکرد آیا ما میتوانیم به رای کمیسیون پزشکی اعتراض کنیم و پرونده رو به کمیسیون ماده ۱۶ و دیوان عدالت ببریم؟
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

  5. با سلام و خسته نباشید
    ممنون میشم بنده رو راهنمایی بفرمایید
    ابوی بنده از نیروهای مسلح بودن و سال 81 به دلیل برخورد با مین به درجه رفیع جابنازی نائل شدند و در سال 84 کمیسیون تعیین درصد جانبازی بنیاد شهید با بررسی جراحات 65 درصد رو تعیین نمودند ولی از نظر ما کمیسیون میتونستن درصد بیشتری را تعیین کنند. ولی پیگیر نشدیم
    تا اینکه در سال 1400 با مراجعه به پروفایل پدرم در سایت بنیاد شهید قسمت کمیسیون پزشکی متوجه شدم که در کمیسیون سال 84 برخی از مجروحیت های پدرم مانند
    قطع انگشت پنجم دست از PIP
    قطعه انگشت چهارم دست از DIP
    اسکار ناشی از ترکش یا گلوله به زانو
    دیفکت پوستی و عضلانی دست
    ترکش متعدد سینه
    ترکش در سر
    در لیست کمیسیون وجود نداشتند. پس در سال 1401 درخواست کمیسیون مجدد دادیم و در تیرماه سال 1401 کمیسیون تشکیل گردید که حتی آقایون پزشک تعجب می کردن که چرا در کمیسیون سال 84 این مجروحیت ها لحاظ نگردیده و فقط 65 درصد لحاظ شده است .و بعد از یک ماه تقریبا جواب کمیسیون همه کسانی که به کمیسیون رفته بودند رسید اما پرونده پدر من به دلیل نقص در پرونده به تهران ارسال شد که بعد از دو ماه نهایتا جواب کمیسیون آمد و در حالیکه همه مجروحیت های فوق ( به جز ترکش به سر ) به کمیسیون قبلی اضافه شده بود در نهایت تعجب باز هم 65 درصد تعیین گردیده بود. متاسفانه ابوی بنده اوایل آبان ماه فوت نمودند
    حال سوال بنده این است آیا با این مدارک و مستندات بالینی چگونه و کجا باید شکایت کنیم؟؟ و آیا امیدی به 70 درصد شدن پدرم هست یا خیر؟
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

  6. حسن رستمی فرزند قادر

    سلام علیکم نزدیک ۴سال پرونده برای کمسیون به بنیاد شهید بهار همدان دادهام متاسفانه هیچ اقدامی نمی کنند کلان کارهایپرونده راتوسپا تاییدکردند خواهشمندم دستور فرماید رسیدگی کنندشماره پرونده ۷۸۴

  7. حسن رستمی فرزند قادر۰۹۱۸۹۱۰۰۳۶۹

    سلام علیکم پرونده ۴سال برای کمیسون پزشگی به بنیاد جانبازان بهار همدان داده ام متاسفانه هیچ اهمیت نمی دن مراحل پروند کلان سپا تاعید کرده بنیاد امروز فردامی کندخواهش مندم دستور فرمایید اقدام کنند شماره پرونده ۷۸۴

  8. با سلام ودعای خیر مادر جانباز ی هستم
    در سال 93 پسرم در یک رمز شبانه با حضور اقای پور دستان از ناحیه چشم گوش سوختگی صورت و از همه مهمتر ناحیه سر موج وانفجار آسیب دید
    از اون سال تا حال تمام زندگیش مختل شد اعصابش وروانش خراب و دچار فراموشی شده زنش بخاطر رفتار دو شخصتیش شکایت کرد و تمام زندگیش و یا با خود برد یا نابود کرد
    الان با من زندگی می کند
    بخدا قسم خودم هم مربضم باید از اون مواظبت کنم بیشتر وقت ها وسایل خونه را می شکنه هیچ وسیله سالم ندارم
    جرات ندارم صدا تلویزیونم را زیاد کنم
    زندگی منو برادر کوچکتر از خودش و هم نابود کرده
    مستاجرم هر سال بخاطر رفتارش باید اسباب کشی کنم همسایه از دادو بیداش اعتراض می کنن
    15درصد جانبازی بهش دادن هر جایی هم مراجعه می کنم هیچ کمکی بهش نمی کنند
    حقوقش هم اندازه درمان و خورد خوراکش نیست
    بخدا هنوز یه وام 5میلیونی هم بهش ندادن
    مگر من گناه کردم
    به کجا مراجعه کنم
    بخدا قسم بعضی وقت ها از دستش میخوام هر دو مونو بکشم
    و یه روز هم این کار می کنم
    گناهش به گردن بنیاد شهید خرم اباد لرستان که دردی از ما درمان نکردن

    تور خدا کمکم کنید یا راهنماییم کنید بخدا هیچ کس ندارم که کمکم کنه

  9. امیرمحمد پیکانی

    سلام من سال 93رفتم بالای مین همون بجا مانده جنگ دست راستم فلجه و تمام بدن سوخته 8سال فقط20درصد بهم دادن

  10. با عرض سلام بنده جانباز بیست و پنج درصدهستم زیرنظردکترخودشان هستم دو ماه تیمارستان بودم پرونده را از تیمارستان گرفتم بردم بنیادبنیادگفت دست باشه روز کمیسیون ببر بردم پیش دکتر گذاشتم بازنکردپرونده ام را علمی نگاه کرد گفت برو درحال حاظر پرونده دستم همان درصدی بودم همان زد درحال حاظر ازطرف سازمان تهمین اجتماعی ازکارافتاده کلی میباشم سی ماه هم جبهه دارم حیف رفتم بخوانید قضاوت با شما

  11. سلام من سرباز انتظامی بلوچستان بودم سال 74در در گیری با اشرار از ناحیه پایی چپ مجروح شدم نیرو به من 14درصد داده وفرستادن بنیاد احرازم قبول شدم ولی تو کمیسیون درصد فاقد درصد رای دادن الاننم دادن ماده 16 راهنمایی کنین من باید چکار کنم دو بارم عمل شدم

  12. جانبازبسیجی اعصاب وروان وگوشهالرستان

    سلام ازسال97برابرباگرفتن رای مثبت موج انفجاربرابرمدارک مستندومسجل شده معترضم اماباتاسف دراستان هیچ کس جوابگونیست ممنون ازشما

  13. سلام
    بعضی ها به لطف پارتی توانسته اند درصد بسیار بالایی ( بالاتر از 60 درصد) بگیرند، در حالیکه از نظر جسمی و روحی در آن حد از جانبازی نیستند، متاسفانه به پشتوانه درصد بالا هر کاری هم دوست دارند انجام می دهند. آیا امکان تجدید نظر در درصد چنین افرادی از طریق کمیسیون وجود دارد؟
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

  14. ولی اله دوستی

    بسم الله الرحمن الرحیم
    جناب آقای مهندس سعید اوحدی
    رئیس محترم بنیاد شهید وامور ایثارگران کل کشور
    سلام علیکم
    احتراما گزارش مبسوطی از کم و کیف شرکت اینجانب در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید استان ایلام جهت اطلاع و دستورمقتضی بحضور ارسال می شود.
    لازم به ذکر است که فی المجموع طی مدت ۳۸ سال گذشته اینجانب فقط دوبار به کمیسیون های پزشکی بنیاد شهید معرفی شده ام. اولین بار با ۲۳ سال تاخیرپس از زمان مجروحیت [سال ۱۳۸۹] و دومین بار پس از گذشت پانزده سال از کمیسیون اول در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۸ که ذیلا اشاره می شود.
    ساعت سه بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخ ۱۷ / ۲ / ۱۴۰۴ از طرف بنیاد شهید وامور ایثار گران شهرستان ایلام با من تماس گرفتند که با یک قطعه عکس برای صدور کارت شناسایی ورود به کمیسیون پزشکی،به بنیاد شهید شهرستان مراجعه کنم.اعتقاد من اینست که برای حضور در کمیسیون و احیانا تکمیل کمی و کاستی ها و نواقص احتمالی در پرونده ،بهتر است حداقل یک ماه زودتر اعلام کنند.به هر حال راس ساعت پنج و نیم روز پنجشنبه ۱۸ / ۲ / ۱۴۰۴ به بنیاد شهید وامور ایثار گران استان ایلام برای حضور در کمیسیون پزشکی رفتم.تعدادی از مدارک، اسناد ، تست شنوایی و تصویربرداری ها به همراه مشروح گزارشات پزشکان که در اسفند ماه ۱۴۰۲ در بیمارستان ساسان تهران انجام داده بودم را با خود همراه داشتم.ساعت یازده شب نوبت من شد.اولین نفردکتر اعصاب و روان بود مردی مسن محترم و جا افتاده خیلی مودب متین با انرژی مثبت و لحنی دوستانه وخیلی صمیمی به من دست دادند و از احوالم پرسیدند.پرونده ام را مطالعه کرده بودند و درمورد من اطلاعات زمینه ای داشتند.با ارائه مستندات و مدارک پزشکی و بالینی از سال ۶۹ یعنی دوسال پس از مجروحیت و توضیحات لازم خدمت ایشان، مطالبی نوشتند و گفتند که امتیاز کامل را به من داده اند.دومین پزشک اعزامی دکتر گوش و حلق وبینی و موج انفجار بود که خیلی سرد و طلبکارانه برخورد میکرد از من مدارک بالینی حین مجروحیت می خواستند به ایشان گفتم آن زمان ودر آن شرائط جنگی امکاناتی نبوده که این کارها را انجام بدهیم و مدارک کارهای اولیه انجام شده در بیمارستان صحرایی هم بعدا درآتش سوخته است واصلا عقل کسی به این نمی رسید که دنبال جمع آوری مدارک و اینحرفا باشد.لیکن مستندات و فرم های احصا شده از همرزمان، فرمانده و معاون فرمانده گردان همراهم هستند.اگر ملاحظه بفرمایید که متاسفانه اعتنایی نکردند.حتی به سیر درمانی و تست های انجام شده در اسفند۱۴۰۲ تحت نظارت دکترهای متخصص بیمارستان ساسان تهران که هم‌راه داشتم هم نگاه نکردند.اصرار به ارائه مدارک بالینی زمان مجروحیت داشتند. اسفند۱۴۰۲در بیمارستان ساسان یک چکاب کامل انجام داده بودم برای همین گواهی تست شنوایی سنجی و موج انفجار،انجام داده بودم. سونو گرافی های تیروئید که وجود توده بزرگ ومشکوک در گلوی مرا تایید می کرد را ندیدند و هیچ توجهی نکردند.نفر سوم یک خانم دکتر فوق تخصص مغز و اعصاب بودند خیلی مهربان، با نزاکت و باخوشرویی مرا پذیرفتند مشکلاتم را با گوش جان شنیدند.ام آر آی و تصاویر مربوط به آرتروز گردن ضایعه نخاعی و… را مشاهده کردند و مطالبی را یاد داشت نمودند.سایر پزشک های اعزامی بدون توجه به افراد باقیمانده محل را ترک کرده بودند.تنها پزشکی که مانده بود دکتر داخلی بود ایشان هم با متانت و و وقار خاصی مرا پذیرفتند و تصویر اچ آر سی تی و تست پی اف تی ازمن خواستند که از فرط خستگی و نگرانی که داشتم با اینکه کنار دستم بودند فراموش کردم که به ایشان تحویل بدهم.اگر فقط یک لحظه به تصاویر و اسناد و مدارک همراهم نگاهی می انداختند علاوه بر آنچه نیاز بود سایر مدارک مستند و مستدل مربوط به سابقه شیمیایی ام را نیز رویت میکردند.
    به ایشان توضیح دادم که من مستقیما خدمت دکتر قانعی رسیدم،دربیمارستان بقیه الله تهران مراحل اچ آر سی تی و پی اف تی را انجام داده ام و آقای قانعی شخصا درصد شیمیایی نوشته اند.درمورد ضعف چشم ها تحلیل سی کیلویی بدن طی سه چهار ماه گذشته به ایشان گفتم از ضعف و ناتوانی پاهایم از خالی کردن زانوهای پایم درهنگام ایستادن دراثرناتوانی وضعف شدیدی که برمن عارض شده گفتم.امااذعان میکنم ذکر بعضی از آسیب ها حادث شده که اتفاقا مدارک همه آنهارا به همراه داشتم رافراموش کردم.توموردرگلو (تیروئید) ازکار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم، ابتلای مزمن به دیابت نوع ۲ و مصرف طولانی مدت داروهای شیمیایی،از ابتلا به تیروئیدکم کار شدید که با مصرف دوز بالای داروها هم مهارنشده و دائما پیشرفت می کند.ازعارضه زخم معده، ازبواسیر شدید و مزمنی که دراثر مرور زمان توده بزرگ و مشمئز کننده شده است.
    ازپوست خشک و شکننده و تاول های چرکینی که گاها روی پوست سر، زیر بغل کشاله ران ها، پشت و روی باسنم بصورت قارچی رشد می کند.ازریزش شدید وتوده ای موهای سرم ،لثه های کاملا فرسوه و در اکثر اوقات زخمی از دندان‌های تماما پوسیده وخراب شده پاها و انگشتان بیحس و کرخت شده از فشاری که درکف پاهایم شبانه روز امانم را بریده بود.از رفلکس شدید معده و تف صدری از بی خوابی های همیشگی از چسبندگی شدید دست هایم که دکترعمل جراحی بهم توصیه کرده بود و…..چیزی یادم نبود.متاسفانه موفق نشدم دیگر پزشک های متخصص اعزامی : چشم، پوست و مو، ارتوپد ، غدد ، ارولوژیست ، دهان و دندان و …. را ببینم.پس از گذشت چند روز پیامکی به دستم رسید که پرونده ام نواقص اچ آر سی تی و پی اف تی دارد.من هم اصل و کپی مدارک خواسته شده را که اسفند۱۴۰۲ در بیمارستان ساسان تهران انجام داده بودم راتحویل خانم کرمی مسؤل پرونده در بنیاد شهید شهرستان دادم که ضمن الصاق و پیوست نامه به استان ارسال کند.در معیت آقای سلطان زاده معاون محترم تعاون بنیاد شهید استان خدمت خانم راسخی مسول رسیدگی به پرونده رفتم و از نزدیک با ایشان دیدار و گفتگو کردم.در تاریخ ۱۴۰۴/۲/۳۱ و پس از برگزاری کمیسیون پزشکی چند نفر از بازرسان ویژه از تهران به بنیاد شهید و امور ایثار گران استان ایلام آمده بودند که با سه درخواست خدمتشان رسیدم. اول اینکه گواهی صورت سانحه اینجانب متشکل از سه مورد ” اعصاب و روان،سرو گردن وگوش وحلق وبینی ، موج انفجار و مصدومیت شیمیایی بوده ” که صرفا ۱۰٪ برای آسیب شیمیایی به من تعلق گرفته است.بنابراین خواستار لحاظ درصد برای همه آسیب های جسمی و روحی و روانی منبعث از مجروحیتم شدم ضمن اینکه تمام مدارک و مستندات از دوسال بعد از مجروحیت تا کنون در پرونده موجود است وآخرین آزمایشات و اسناد و مدارک هم تحویل سرکار خانم زهرا کرمی در بنیاد شهرستان شده است.دومین درخواست من مطالبه حق پرستاری بود.سومین درخواست اعطا تسهیلات خرید خانه یا زمین مسکونی که این موضوعات در سامانه های مربوطه ثبت و ضبط شده است.چند روز بعد از این ماجرا با رجوع به سامانه ایثار من متوجه شدم موج انفجار برایم تایید شده است.متأسفانه در اثر فشار روحی و بعضی مسائل که اینجا جای صحبت ان نیست فلج بلز شدم و از هر دوقسمت ناحیه صورت چشم ها ،پلک ها، فک ها و لبها فلج شدم و در تکلّمم اختلال شدید ایجاد شد بطوری که نوشیدن آب هم برایم مشکل بود.شش شبانه روز در بیمارستان رازی شهر ایلام بستری شدم .مدارک و اسناد و عکسبرداری های انجام شده، ام آر آی و سی تی اسکن با خلاصه شرح حال بستری شدنم را تحویل خانم کرمی در بنیاد شهید شهرستان دادم و با خانم راسخی هم صحبت کردم که هر چه زودتر به مرکز بفرستد شاید در تعین درصد نهایی تاثیر گذار باشد.در کمال تعجب در تاریخ ۱۴۰۴/۴/۹ دوباره پیامکی تکراری باهمان نواقص پرونده یعنی اچ آر سی تی و پی اف تی به دستم رسید. درحالیکه من این مدارک را تحویل داده بودم و ایشان هم طی شماره نامه ای که ذیلا تقدیم می شود برای خانم راسخی در بنیاد استان ارسال کرده بود.[ متقاضی محترم با کد ملی 6349906977 نتیجه کمیسیون پزشکی شما در تاریخ جلسه 1404/04/01 :دارای نقص مدرک : HRCT و PFT ارائه گردد (شعبه 5)].خانم کرمی پرونده تکمیل شده را درتاریخ ۱۴۰۴،۰۳،۰۴باشماره نامه ۲۰۲۰،۰۴،۵۷۲۹ برای خانم راسخی در بنیاد شهید استان ارسال کرده بودند.
    چرا با وجود تکمیل پرونده و رفع نقص اعلام شده این بار از طریق شعبه ۵ (نمیدانم شعبه ۵ کجا ) دوباره نقص در پرونده بخاطر hrct و pft اعلام شده است؟!.
    آیا قصور یا ترک فعل مسؤل مستقیم پرونده منجر به صدور چنین رأی شده است؟!.آیا معمول کار بنیاد اینست که باید پرونده ها مشمول مرور گذر زمان شده و در باتلاق بروکراسی اداری گرفتار شوند؟!.یا قصد وغرض خاصی پشت این قضیه هست که ابراز نمی شود؟!.علی ای حال ناچارا برای برطرف شدن هرگونه برداشت منفی احتمالی از خانم راسخی خواستم که مرا به بیمارستان یا مرکز انجام تستهای ریوی مورد قبول و معتمد بنیاد معرفی کند اما ایشان گفتند که ما به هیچکس تا بحال نامه ای نداده ایم و از هر مرکز معتبری تست ها را انجام بدهید مورد قبول است. لذا اینجانب برای ویزیت، معاینه و انجام آزمایشات ریوی خواسته شده به مطب سرشناسترین و حاذق ترین پزشک فوق تخصص ریه در استان سرکار خانم دکتر فریبا شکری رفتم و ضمن شرح ماجرا دستور انجام اچ آر سی تی ، پی اف تی را گرفتم. تست پی اف تی را همانروز در طبقه زیر زمین مجتمع آسیا مجاور مطب خانم دکتر شکری گرفتم که وضعیت نابسامان ریه ام را نشان می داد.صبح روز شنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۴ برای انجام تست اچ آر سی تی به بیمارستان رازی شهر ایلام رفتم وتست را انجام دادم.ساعت شش عصر همانروز سی دی اچ آر سی تی و تست پی اف تی را به مطب بردم.نمیدانستم دکتر شکری دو تست ریوی پیشرفته هم برایم نوشته است برای همین فردای آنروز
    یعنی صبح روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۵ به بیمارستان رازی رفتم و تست های دی ال سی او و بادی باکس که نوع پیشرفته آزمایشات ریه بود را انجام دادم.خانم دکتر شکری در شرح گزارش توصیفی خود تشدید مجروحیت شیمیایی و وخامت اوضاع ریه ام را گزارش کردند و داروها و اسپری هایی را تجویز کردند.صبح اول وقت روز سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ شرح گزارش،اسناد و سی دی مربوطه را برای سرکارخانم راسخی مسؤل پرونده در بنیاد شهید استان بردم تاضمن مکاتبه به مرکز ارسال کند.در روز سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ ازطریق پیامکی که به اینجانب دادند از ارسال پرونده به تهران توسط ایشان مطلع شدم
    اما متاسفانه پس از ۱۰ روز از تحویل مدارک تا کنون هیچ خبری نشده است.چه خوب می شد اگر حداقل و حداکثر زمان بررسی یک پرونده مشخص می شد چهار ماهه پرونده من باز است با این وجود هنوز نتیجه نهایی کمیسیون اعلام نشده است.
    امروز چهارشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۲ با وجود گذشت سه هفته از تحویل مدارک به بنیاد شهید هنوز نتیجه کمیسیون پزشکی اعلام نشده است برای من که اولین بار بعد از ۲۳ سال از زمان مجروحیت به کمیسیون پزشکی معرفی شدم و پانزده سال بعد برای دومین بار به کمیسیون پزشکی معرفی شدم لحظات به سختی می گذرد عمر ما کوتاه و تعلل آقایان زیاد خدایا خودت عاقبت ما را بخیر کن
    اولین و ابتدائی ترین موضوع و مطلب مهم برای احراز جانفشانی و جانبازی رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که متاسفانه مورد بی توجهی مسوولان کشوری و لشکری ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، بنیاد شهید و امور ایثارگران و عموم مخاطبان قرار گرفته و می‌گیرد و باید بیش از پیش مورد مداقه و مطمح نظر قرار بگیرد اینست که نفس عمل حضور داوطلبانه این عزیزان در آوردگاه نبرد
    این که این عزیزان جان بر کف نهاده ، بند بند وجودشان را آمال و آرزوهایشان را کنار گذاشته در قربانگاه جبهه حاضر شده اند.
    اسماعیل جانشان را به مسلخ ابراهیمی کشانده اند باید مورد توجه جدی و مبنای ایثارگری و جانبازی بدانند این که یک نوجوان آرزومند و با نشآط در عنفوان زندگی علیرغم تمام خواسته ها و امیال شخصی خویشتن خویش را فدای ناموس وطن می کند در حالی که می توانست راحت سر بر نازبالش بی خیالی بزند با دستان کوچک خود تفنگ بر دوش ساعت ها در سنگر نگهبانی سر کند امر کوچکی نیست.
    چرا که همه مردم این غیرت و جسارت و حمیت و گذشت را نداشته و ندارند که از جان بگذرند و آسایش و امنیت دیگران را با تیر و ترکش و خوف و زخم و درد و رنج وغربت خود عوض کنند.
    اینکه گوش به فرمان مولا و مقتدای خویش در کسری از ثانیه پیمان نامه عشق را با قطره قطره خون خود بنگارند وسمعا و طاعتا را جار بزنند جان عزیز را فدای منویات رهبر و امامین انقلاب کنند ارزش است و نباید از نظرها دور بماند.
    قبل از اعزام به جبهه رزمندگان عزیز هستی و سرمایه وجودشان را بدون هیچ انتظار و توقعی بر طبق اخلاص گذاشته تقدیم امنیت و آسایش مردم و حفظ نظام و انقلاب و تمامیت ارضی کشور کردند.
    در ثانی باید توجه داشت که کسانی از این بلبشوی درصد و عناوین کذایی که به خورد ایثارگران داده می شود سود می برند و ما را به جان هم می اندازند.
    این انصاف نیست که نوجوانی پرشور و با نشاط در پانزده سالگی با اخلاص کامل صد در صد وجودش را اعتقاد و باورهایش را خالصانه و بدور از هرگونه رنگ و ریا وتزویر دو دستی تقدیم نظام و انقلاب و تمامیت ارضی کشور بکند آنوقت پیرانه سر با هزار درد و رنج و مشکل لاینحل کاسه گدایی احراز درصد دردست بگیرد و در به در دنبال مدعیانی بدود که حتی گزش پشه ای را تحمل نکرده اند.

  15. ولی اله دوستی

    بسم الله الرحمن الرحیم
    جناب آقای مهندس سعید اوحدی
    رئیس محترم بنیاد شهید وامور ایثارگران کل کشور
    سلام علیکم
    احتراما گزارش مبسوطی از کم و کیف شرکت اینجانب در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید استان ایلام جهت اطلاع و دستورمقتضی بحضور ارسال می شود.
    لازم به ذکر است که فی المجموع طی مدت ۳۸ سال گذشته اینجانب فقط دوبار به کمیسیون های پزشکی بنیاد شهید معرفی شده ام. اولین بار با ۲۳ سال تاخیرپس از زمان مجروحیت [سال ۱۳۸۹] و دومین بار پس از گذشت پانزده سال از کمیسیون اول در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۸ که ذیلا اشاره می شود.
    ساعت سه بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخ ۱۷ / ۲ / ۱۴۰۴ از طرف بنیاد شهید وامور ایثار گران شهرستان ایلام با من تماس گرفتند که با یک قطعه عکس برای صدور کارت شناسایی ورود به کمیسیون پزشکی،به بنیاد شهید شهرستان مراجعه کنم.اعتقاد من اینست که برای حضور در کمیسیون و احیانا تکمیل کمی و کاستی ها و نواقص احتمالی در پرونده ،بهتر است حداقل یک ماه زودتر اعلام کنند.به هر حال راس ساعت پنج و نیم روز پنجشنبه ۱۸ / ۲ / ۱۴۰۴ به بنیاد شهید وامور ایثار گران استان ایلام برای حضور در کمیسیون پزشکی رفتم.تعدادی از مدارک، اسناد ، تست شنوایی و تصویربرداری ها به همراه مشروح گزارشات پزشکان که در اسفند ماه ۱۴۰۲ در بیمارستان ساسان تهران انجام داده بودم را با خود همراه داشتم.ساعت یازده شب نوبت من شد.اولین نفردکتر اعصاب و روان بود مردی مسن محترم و جا افتاده خیلی مودب متین با انرژی مثبت و لحنی دوستانه وخیلی صمیمی به من دست دادند و از احوالم پرسیدند.پرونده ام را مطالعه کرده بودند و درمورد من اطلاعات زمینه ای داشتند.با ارائه مستندات و مدارک پزشکی و بالینی از سال ۶۹ یعنی دوسال پس از مجروحیت و توضیحات لازم خدمت ایشان، مطالبی نوشتند و گفتند که امتیاز کامل را به من داده اند.دومین پزشک اعزامی دکتر گوش و حلق وبینی و موج انفجار بود که خیلی سرد و طلبکارانه برخورد میکرد از من مدارک بالینی حین مجروحیت می خواستند به ایشان گفتم آن زمان ودر آن شرائط جنگی امکاناتی نبوده که این کارها را انجام بدهیم و مدارک کارهای اولیه انجام شده در بیمارستان صحرایی هم بعدا درآتش سوخته است واصلا عقل کسی به این نمی رسید که دنبال جمع آوری مدارک و اینحرفا باشد.لیکن مستندات و فرم های احصا شده از همرزمان، فرمانده و معاون فرمانده گردان همراهم هستند.اگر ملاحظه بفرمایید که متاسفانه اعتنایی نکردند.حتی به سیر درمانی و تست های انجام شده در اسفند۱۴۰۲ تحت نظارت دکترهای متخصص بیمارستان ساسان تهران که هم‌راه داشتم هم نگاه نکردند.اصرار به ارائه مدارک بالینی زمان مجروحیت داشتند. اسفند۱۴۰۲در بیمارستان ساسان یک چکاب کامل انجام داده بودم برای همین گواهی تست شنوایی سنجی و موج انفجار،انجام داده بودم. سونو گرافی های تیروئید که وجود توده بزرگ ومشکوک در گلوی مرا تایید می کرد را ندیدند و هیچ توجهی نکردند.نفر سوم یک خانم دکتر فوق تخصص مغز و اعصاب بودند خیلی مهربان، با نزاکت و باخوشرویی مرا پذیرفتند مشکلاتم را با گوش جان شنیدند.ام آر آی و تصاویر مربوط به آرتروز گردن ضایعه نخاعی و… را مشاهده کردند و مطالبی را یاد داشت نمودند.سایر پزشک های اعزامی بدون توجه به افراد باقیمانده محل را ترک کرده بودند.تنها پزشکی که مانده بود دکتر داخلی بود ایشان هم با متانت و و وقار خاصی مرا پذیرفتند و تصویر اچ آر سی تی و تست پی اف تی ازمن خواستند که از فرط خستگی و نگرانی که داشتم با اینکه کنار دستم بودند فراموش کردم که به ایشان تحویل بدهم.اگر فقط یک لحظه به تصاویر و اسناد و مدارک همراهم نگاهی می انداختند علاوه بر آنچه نیاز بود سایر مدارک مستند و مستدل مربوط به سابقه شیمیایی ام را نیز رویت میکردند.
    به ایشان توضیح دادم که من مستقیما خدمت دکتر قانعی رسیدم،دربیمارستان بقیه الله تهران مراحل اچ آر سی تی و پی اف تی را انجام داده ام و آقای قانعی شخصا درصد شیمیایی نوشته اند.درمورد ضعف چشم ها تحلیل سی کیلویی بدن طی سه چهار ماه گذشته به ایشان گفتم از ضعف و ناتوانی پاهایم از خالی کردن زانوهای پایم درهنگام ایستادن دراثرناتوانی وضعف شدیدی که برمن عارض شده گفتم.امااذعان میکنم ذکر بعضی از آسیب ها حادث شده که اتفاقا مدارک همه آنهارا به همراه داشتم رافراموش کردم.توموردرگلو (تیروئید) ازکار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم، ابتلای مزمن به دیابت نوع ۲ و مصرف طولانی مدت داروهای شیمیایی،از ابتلا به تیروئیدکم کار شدید که با مصرف دوز بالای داروها هم مهارنشده و دائما پیشرفت می کند.ازعارضه زخم معده، ازبواسیر شدید و مزمنی که دراثر مرور زمان توده بزرگ و مشمئز کننده شده است.
    ازپوست خشک و شکننده و تاول های چرکینی که گاها روی پوست سر، زیر بغل کشاله ران ها، پشت و روی باسنم بصورت قارچی رشد می کند.ازریزش شدید وتوده ای موهای سرم ،لثه های کاملا فرسوه و در اکثر اوقات زخمی از دندان‌های تماما پوسیده وخراب شده پاها و انگشتان بیحس و کرخت شده از فشاری که درکف پاهایم شبانه روز امانم را بریده بود.از رفلکس شدید معده و تف صدری از بی خوابی های همیشگی از چسبندگی شدید دست هایم که دکترعمل جراحی بهم توصیه کرده بود و…..چیزی یادم نبود.متاسفانه موفق نشدم دیگر پزشک های متخصص اعزامی : چشم، پوست و مو، ارتوپد ، غدد ، ارولوژیست ، دهان و دندان و …. را ببینم.پس از گذشت چند روز پیامکی به دستم رسید که پرونده ام نواقص اچ آر سی تی و پی اف تی دارد.من هم اصل و کپی مدارک خواسته شده را که اسفند۱۴۰۲ در بیمارستان ساسان تهران انجام داده بودم راتحویل خانم کرمی مسؤل پرونده در بنیاد شهید شهرستان دادم که ضمن الصاق و پیوست نامه به استان ارسال کند.در معیت آقای سلطان زاده معاون محترم تعاون بنیاد شهید استان خدمت خانم راسخی مسول رسیدگی به پرونده رفتم و از نزدیک با ایشان دیدار و گفتگو کردم.در تاریخ ۱۴۰۴/۲/۳۱ و پس از برگزاری کمیسیون پزشکی چند نفر از بازرسان ویژه از تهران به بنیاد شهید و امور ایثار گران استان ایلام آمده بودند که با سه درخواست خدمتشان رسیدم. اول اینکه گواهی صورت سانحه اینجانب متشکل از سه مورد ” اعصاب و روان،سرو گردن وگوش وحلق وبینی ، موج انفجار و مصدومیت شیمیایی بوده ” که صرفا ۱۰٪ برای آسیب شیمیایی به من تعلق گرفته است.بنابراین خواستار لحاظ درصد برای همه آسیب های جسمی و روحی و روانی منبعث از مجروحیتم شدم ضمن اینکه تمام مدارک و مستندات از دوسال بعد از مجروحیت تا کنون در پرونده موجود است وآخرین آزمایشات و اسناد و مدارک هم تحویل سرکار خانم زهرا کرمی در بنیاد شهرستان شده است.دومین درخواست من مطالبه حق پرستاری بود.سومین درخواست اعطا تسهیلات خرید خانه یا زمین مسکونی که این موضوعات در سامانه های مربوطه ثبت و ضبط شده است.چند روز بعد از این ماجرا با رجوع به سامانه ایثار من متوجه شدم موج انفجار برایم تایید شده است.متأسفانه در اثر فشار روحی و بعضی مسائل که اینجا جای صحبت ان نیست فلج بلز شدم و از هر دوقسمت ناحیه صورت چشم ها ،پلک ها، فک ها و لبها فلج شدم و در تکلّمم اختلال شدید ایجاد شد بطوری که نوشیدن آب هم برایم مشکل بود.شش شبانه روز در بیمارستان رازی شهر ایلام بستری شدم .مدارک و اسناد و عکسبرداری های انجام شده، ام آر آی و سی تی اسکن با خلاصه شرح حال بستری شدنم را تحویل خانم کرمی در بنیاد شهید شهرستان دادم و با خانم راسخی هم صحبت کردم که هر چه زودتر به مرکز بفرستد شاید در تعین درصد نهایی تاثیر گذار باشد.در کمال تعجب در تاریخ ۱۴۰۴/۴/۹ دوباره پیامکی تکراری باهمان نواقص پرونده یعنی اچ آر سی تی و پی اف تی به دستم رسید. درحالیکه من این مدارک را تحویل داده بودم و ایشان هم طی شماره نامه ای که ذیلا تقدیم می شود برای خانم راسخی در بنیاد استان ارسال کرده بود.[ متقاضی محترم با کد ملی 6349906977 نتیجه کمیسیون پزشکی شما در تاریخ جلسه 1404/04/01 :دارای نقص مدرک : HRCT و PFT ارائه گردد (شعبه 5)].خانم کرمی پرونده تکمیل شده را درتاریخ ۱۴۰۴،۰۳،۰۴باشماره نامه ۲۰۲۰،۰۴،۵۷۲۹ برای خانم راسخی در بنیاد شهید استان ارسال کرده بودند.
    چرا با وجود تکمیل پرونده و رفع نقص اعلام شده این بار از طریق شعبه ۵ (نمیدانم شعبه ۵ کجا ) دوباره نقص در پرونده بخاطر hrct و pft اعلام شده است؟!.
    آیا قصور یا ترک فعل مسؤل مستقیم پرونده منجر به صدور چنین رأی شده است؟!.آیا معمول کار بنیاد اینست که باید پرونده ها مشمول مرور گذر زمان شده و در باتلاق بروکراسی اداری گرفتار شوند؟!.یا قصد وغرض خاصی پشت این قضیه هست که ابراز نمی شود؟!.علی ای حال ناچارا برای برطرف شدن هرگونه برداشت منفی احتمالی از خانم راسخی خواستم که مرا به بیمارستان یا مرکز انجام تستهای ریوی مورد قبول و معتمد بنیاد معرفی کند اما ایشان گفتند که ما به هیچکس تا بحال نامه ای نداده ایم و از هر مرکز معتبری تست ها را انجام بدهید مورد قبول است. لذا اینجانب برای ویزیت، معاینه و انجام آزمایشات ریوی خواسته شده به مطب سرشناسترین و حاذق ترین پزشک فوق تخصص ریه در استان سرکار خانم دکتر فریبا شکری رفتم و ضمن شرح ماجرا دستور انجام اچ آر سی تی ، پی اف تی را گرفتم. تست پی اف تی را همانروز در طبقه زیر زمین مجتمع آسیا مجاور مطب خانم دکتر شکری گرفتم که وضعیت نابسامان ریه ام را نشان می داد.صبح روز شنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۴ برای انجام تست اچ آر سی تی به بیمارستان رازی شهر ایلام رفتم وتست را انجام دادم.ساعت شش عصر همانروز سی دی اچ آر سی تی و تست پی اف تی را به مطب بردم.نمیدانستم دکتر شکری دو تست ریوی پیشرفته هم برایم نوشته است برای همین فردای آنروزیعنی صبح روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۵ به بیمارستان رازی رفتم و تست های دی ال سی او و بادی باکس که نوع پیشرفته آزمایشات ریه بود را انجام دادم.خانم دکتر شکری در شرح گزارش توصیفی خود تشدید مجروحیت شیمیایی و وخامت اوضاع ریه ام را گزارش کردند و داروها و اسپری هایی را تجویز کردند.صبح اول وقت روز سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ شرح گزارش،اسناد و سی دی مربوطه را برای سرکارخانم راسخی مسؤل پرونده در بنیاد شهید استان بردم تاضمن مکاتبه به مرکز ارسال کند.در روز سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ ازطریق پیامکی که به اینجانب دادند از ارسال پرونده به تهران توسط ایشان مطلع شدم
    اما متاسفانه پس از ۱۰ روز از تحویل مدارک تا کنون هیچ خبری نشده است.چه خوب می شد اگر حداقل و حداکثر زمان بررسی یک پرونده مشخص می شد چهار ماهه پرونده من باز است با این وجود هنوز نتیجه نهایی کمیسیون اعلام نشده است.
    امروز چهارشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۲ با وجود گذشت سه هفته از تحویل مدارک به بنیاد شهید هنوز نتیجه کمیسیون پزشکی اعلام نشده است برای من که اولین بار بعد از ۲۳ سال از زمان مجروحیت به کمیسیون پزشکی معرفی شدم و پانزده سال بعد برای دومین بار به کمیسیون پزشکی معرفی شدم لحظات به سختی می گذرد عمر ما کوتاه و تعلل آقایان زیاد خدایا خودت عاقبت ما را بخیر کن
    بعد از کلی انتظار و در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۸ این پیام برام آمده است
    متقاضی محترم با کد ملی 6349906977 نتیجه کمیسیون پزشکی شما در تاریخ جلسه 1404/04/29 :
    .پس از اعمال ضرایب و موافقت کلیه اعضا ، درصد از کار افتادگی نامبرده 15 (پانزده) تعیین می گردد.
    خدا می‌داند که هدف این مجموعه احقاق حق جانبازان نیست بلکه صرفا رفع تکلیف خودشان است.
    هیجدهم اردیبهشت‌ماه امسال درکمیسیون پزشکی بنیاد شهید ایلام شرکت کردم
    در دو مرحله زمانی نقص پرونده اچ آر سی تی و پی اف تی اعلام شد.
    لذا از اول تمام آزمایشات ریه را انجام و مدارک مربوطه را درتاریح ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ تحویل مسؤل پرونده دادم ایشان همانروز برای کمیسیون پزشکی بنیاد در مرکز ارسال کردند.
    اما در کمال ناباوری امروز۱۴۰۴/۰۶/۰۸ نتیجه آمده که : متقاضی محترم با کد ملی ……..
    نتیجه کمیسیون پزشکی شما در تاریخ جلسه 1404/04/29 : پس از اعمال ضرایب و موافقت کلیه اعضا ، درصد از کار افتادگی نامبرده 15 (پانزده) تعیین می گردد.
    در حالیکه من مدارک جدید را در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ یعنی ۹ روز بعد از این تاریخ تعین درصد برای آنها فرستادم و گویا اصلا مورد توجه قرار نداده اند.
    من تمام مدارک سی وهفت سال موج انفجار، اعصاب و روان، چشم گوش حلق وبینی،دیابت نوروپاتی و رینتوپاتی ، تیروئید کم کار شدید،چسبندگی شدید مچ دست ها، انگشتان و ساعد هر دو دست،تست شنوایی سنجی و کاهش فاحش شنوایی هر دو گوش،آرتروز شدید گردن و نخاع، رفلکس و تف صدری شدید که بیش از هشتاد درصد دندونام فاسد شده و ریختن ،زخم معده ،بواسیر شدید،افت شدید بینایی هر دوچشم با تاری و خشکی ناشی از مواد شیمیایی، از کار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم و….. و هزار درد و مرض پنهان و پیدای دیگه امید به حمایت و پشتیبانی شما مسؤلان کشوری داریم نه اینکه شما بی احترامی و کوتاهی کنید.
    در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۹ پس از تماس با مسؤل پرونده در بنیاد شهید استان سرکار خانم راسخی و توجیه ایشان که مسؤلان کمیسیون بدون توجه به مدارک بروز و مورد وثوق ارسالی اقدام به اعلام نتیجه کردند.
    ایشان در تماس تلفني با مرکز علت را جویا شدند که متاسفانه بدون نتیجه مطلوب همان ۱۵٪ جانبازی را اعمال کردند.
    ۱۴۰۴/۰۶/۲۲ رفتم بنیاد شهید برای اعتراض به درصد جانبازی که اخیرا در کمیسیون بهم دادند مدیر کل می گفت این آسیب‌هایی که می گویی فقط مشمول حق پرستاری می شود و باعث افزایش درصد جانبازی نمی شود لازم به ذکر است موج انفجار برایم تایید شده است وپنج درصد افزایش داشتم اما به مدارک و مستندات سی وهفت سال اعصاب و روان با شدت و ضعف های زیاد توجه نشده است به افت شنوایی سنجی هردو گوش ،افت شدید بینایی هر دوچشم، آرتروز گردن و ضایعه نخاعی ،از کار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم، پوکی استخوان، از بین رفتن کامل دندان هاو….. توجه نشده و درصد لحاظ نشده است
    چکار بکنم احقاق حق بشود. ممنونم

  16. باسلام بنده ازجانبازان شیمیایی ارتش باکمسیون ۱۲۰وکارت ایثار ۲سال جبهه که ازتاریخ ۱۳۸۹/۰۶/۰۱ در بنیادشهید پرونده دارم فاقددرصد درتاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۹ رای قطعی ازشعبه تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به نفع بنده صادر و پرونده برای رسیدگی طبق مفاد این رای جز”۴بندب وبندپ ماده۱۱ به کمیسون ماده ۱۶ ارجاع شد .باگذشت ۲۸ ماه بی اعتنایی به قانون و رأی دیوان عدالت اداری شرم آور است وقتی رای اجرا نمی‌شود. لطفا راهنمایی بفرمایید باتشکر فراوان

  17. باسلام بنده ازجانبازان شیمیایی ارتش باکمسیون ۱۲۰وکارت ایثار ۲سال جبهه که ازتاریخ ۱۳۸۹/۰۶/۰۱ در بنیادشهید پرونده دارم (فاقددرصد)یعنی هزینهای سنگین درمان بیماری‌های جبهه وجنگ و بیماری‌های خاص را تحمیل نمودند که درتاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۹ رای قطعی ازشعبه تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به نفع بنده صادر و پرونده برای رسیدگی طبق مفاد این رای جز”۴بندب وبندپ ماده۱۱ به کمیسون ماده ۱۶ ارجاع گردید با گذشت ۳۰ ماه بی اعتنایی به قانون و رأی دیوان عدالت اداری شرم آور است بنیادشهید ترک فعل می‌کند وکمیسیون ماده۱۶ حمایت ازبنیادشهید. رای دیوان عدالت اداری را هم اجرا نمی‌کنند تکلیف چیست لطفآ راهنمایی کنید.

  18. وظیفه شیمیایی سال ۶۶ در منطقه سومار هستم وچون در آن زمان کل منطقه توسط عراق تسرف شد و کل مدارک بالینی در بیمارستان از بین رفت ومن مدارک بالینی ندارم اما هم حضور و هم مجروح شدنم به میزان ۲۵ در صد در کمیسیون عالی بهداشت و درمان ارتش تعلق گرفت و مورد تعید کمیسیون ماده ۱۲۰ ارتش نیز قرار گرفت و کپی تمام مدارک موجود است. اما در بنیاد به علت نداشتن مدارک بالینی همزمان مورد قبول قرار نگرفت حتی ۵ درصد ماده ۸۷ را هم بهم ندادن در صورتیکه تبق قانون مدارک بالینی همزمان لازم نیست
    من یک وکیل کارآمد می‌خوام که حقم را ثابت کند نمیخواهم کامل رایگان باشد در حد توانم باشد ممنون 09188595513

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با وکلای پایتخت

ما اینجا هستیم تا با مشاوره تخصصی رایگان به شما کمک کنیم ، همین حالا با ما تماس بگیرید
شماره تماس : 09199353470

22 دیدگاه دربارهٔ «اعتراض به میزان درصد جانبازی و الزام به اصلاح آن»

  1. باسلام من درسال ۸۲ بابت دست راستم اقدام کردم ۵ درصد جانبازی تعلق گرفت ودرتیرماه امسال بابت کل بدنم اقدام کردم که حدود۲۳ ترکش دربدنم وجود داشت درصد جانبازی رو تغییر دادن به ۲۰ درصد با اینکه تمام بدنم ترکش وجود داره بازم به ۲۵ درصد افزایش ندادن لطفا یه راهی پیشنهاد بدین

    1. با عرض سلام و احترام. بایستی ابتدا به بنیاد شهید مراجعه نمایید و نامه ای به طرفیت همان سازمانی که از طرف آنها به جبهه اعزام شده بودید، بگیرید پس به همان سازمان مراجعه نمایید، سازمان مورد شما را به کمیسیون ارجاع داده و پزشک متخصص بررسی می کند اگر در میزان جانبازی شما تغییر ایجاد شد که بسیار خب، اگر موافقت نکردند می توانید از طریق دیوان عدالت اداری دادخواست خود را ثبت نمایید. در این زمینه با شماره 09199353470 تماس بگیرید جهت راهنمایی بیشتر…

  2. سلام
    پنج سال پیش کمیسیون رفتم پنج درصد تایید شد
    هر چه مراجعه میکنم جواب سربالا میدن وحتی میگن در صورت اعتراض همین پنج درصد هم حذف میشه
    ممنون از راهنماییتون

    1. وظیفه شیمیایی سال ۶۶ در منطقه سومار هستم وچون در آن زمان کل منطقه توسط عراق تسرف شد و کل مدارک بالینی در بیمارستان از بین رفت ومن مدارک بالینی ندارم اما هم حضور و هم مجروح شدنم به میزان ۲۵ در صد در کمیسیون عالی بهداشت و درمان ارتش تعلق گرفت و مورد تعید کمیسیون ماده ۱۲۰ ارتش نیز قرار گرفت و کپی تمام مدارک موجود است. اما در بنیاد به علت نداشتن مدارک بالینی همزمان مورد قبول قرار نگرفت حتی ۵ درصد ماده ۸۷ را هم بهم ندادن در صورتیکه تبق قانون مدارک بالینی همزمان لازم نیست
      من یک وکیل کارآمد می‌خوام که حقم را ثابت کند نمیخواهم کامل رایگان باشد در حد توانم باشد ممنون 09188595513

  3. سلام پدرم نامه برد درصدبراش زدن ۲۰اما پدرم شنوایی ضعیفه ترکش زیر چشم داره اعصاب وروان وموج انفجار داره کلی دارومیخره باید چکارکنه؟

      1. سلام ، بنده سال 65 در منطقه عملیاتی فاو دوبار مجروح شدم ابتدا 15 درصد و اخیرا با شرکت در کمسیون تخصصی بنیاد 20 درصد شدم اما نکته اینجاست که در روز کمسیون هر پزشکی که مرا معاینه می کرد و مدارک هم بررسی می کردند یک کد در فرم مربوطه می نوشتند اکنون که در خلاصه پرونده کمسیون خود نگاه میکنم 3 تا کد ننوشتند و درصد هم ندادند . ترکش در اندام تحتانی ، ترکش در سر ، ترکش در اندام فوقانی که اگر برای هرکدام 2 درصد می دادند اکنون درصد بنده بالای 25 بود لطفا راهنمایی فرمائید.

  4. با سلام و خسته نباشید
    پدر من از نیروهای مسلح بودن و سال ۸۱ در برخورد با مین جانباز شدن و سال ۸۳ کمیسیون پزشکی بنیاد شهید ۶۵ درصد جانبازی تعیین نمودند، در سال ۱۴۰۰ با مراجعه به پروفایل پدرم در سایت بنیاد شهید متوجه شدم که برخی از مجدوحیت های وی از جمله PIP قطع انگشت پنجم دست
    DIP قطع انگشت چهارم دست
    اسکار ناشی از ترکش گلوله به زانو
    دیفکت پوستی و عضلانی خفیف دست
    ترکش متعدد سینه
    ترکش داخل سر
    داخل کمیسیون سال ۸۳ نبود
    پس سال ۱۴۰۱ درخواست کمیسیون دادیم
    آقایون پزشک تیر ماه از تهران اومدن استان ما و اصلا تعجب کردن چرا با این همه جراحت ، ۶۵ درصد جانبازی دادن قبلا
    بررسی کردن و رفتن
    بعد از یک ماه به دلیل رفع نقص، پرونده کامل پدرم رو به مرکز درخواست کردند و نهایتا ۲۸ شهریور نتیجه کمیسیون اومد که با وجود اضافه نمودن جراحت های فوق الذکر به لیست آسیب ها، باز هم درصد جانبازی ۶۵ تعیین گردید، پدر من مهرماه فوت نمودن و پرونده رو فعلا فرستادن کمیسیون ماده ۱۵ که شاید ۵ درصد اضافه کنن و حکم شهید بگیریم.
    اما سوال اینجاست آیا اگه کمیسیون ماده ۱۵ موافقت نکرد آیا ما میتوانیم به رای کمیسیون پزشکی اعتراض کنیم و پرونده رو به کمیسیون ماده ۱۶ و دیوان عدالت ببریم؟
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

  5. با سلام و خسته نباشید
    ممنون میشم بنده رو راهنمایی بفرمایید
    ابوی بنده از نیروهای مسلح بودن و سال 81 به دلیل برخورد با مین به درجه رفیع جابنازی نائل شدند و در سال 84 کمیسیون تعیین درصد جانبازی بنیاد شهید با بررسی جراحات 65 درصد رو تعیین نمودند ولی از نظر ما کمیسیون میتونستن درصد بیشتری را تعیین کنند. ولی پیگیر نشدیم
    تا اینکه در سال 1400 با مراجعه به پروفایل پدرم در سایت بنیاد شهید قسمت کمیسیون پزشکی متوجه شدم که در کمیسیون سال 84 برخی از مجروحیت های پدرم مانند
    قطع انگشت پنجم دست از PIP
    قطعه انگشت چهارم دست از DIP
    اسکار ناشی از ترکش یا گلوله به زانو
    دیفکت پوستی و عضلانی دست
    ترکش متعدد سینه
    ترکش در سر
    در لیست کمیسیون وجود نداشتند. پس در سال 1401 درخواست کمیسیون مجدد دادیم و در تیرماه سال 1401 کمیسیون تشکیل گردید که حتی آقایون پزشک تعجب می کردن که چرا در کمیسیون سال 84 این مجروحیت ها لحاظ نگردیده و فقط 65 درصد لحاظ شده است .و بعد از یک ماه تقریبا جواب کمیسیون همه کسانی که به کمیسیون رفته بودند رسید اما پرونده پدر من به دلیل نقص در پرونده به تهران ارسال شد که بعد از دو ماه نهایتا جواب کمیسیون آمد و در حالیکه همه مجروحیت های فوق ( به جز ترکش به سر ) به کمیسیون قبلی اضافه شده بود در نهایت تعجب باز هم 65 درصد تعیین گردیده بود. متاسفانه ابوی بنده اوایل آبان ماه فوت نمودند
    حال سوال بنده این است آیا با این مدارک و مستندات بالینی چگونه و کجا باید شکایت کنیم؟؟ و آیا امیدی به 70 درصد شدن پدرم هست یا خیر؟
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

  6. حسن رستمی فرزند قادر

    سلام علیکم نزدیک ۴سال پرونده برای کمسیون به بنیاد شهید بهار همدان دادهام متاسفانه هیچ اقدامی نمی کنند کلان کارهایپرونده راتوسپا تاییدکردند خواهشمندم دستور فرماید رسیدگی کنندشماره پرونده ۷۸۴

  7. حسن رستمی فرزند قادر۰۹۱۸۹۱۰۰۳۶۹

    سلام علیکم پرونده ۴سال برای کمیسون پزشگی به بنیاد جانبازان بهار همدان داده ام متاسفانه هیچ اهمیت نمی دن مراحل پروند کلان سپا تاعید کرده بنیاد امروز فردامی کندخواهش مندم دستور فرمایید اقدام کنند شماره پرونده ۷۸۴

  8. با سلام ودعای خیر مادر جانباز ی هستم
    در سال 93 پسرم در یک رمز شبانه با حضور اقای پور دستان از ناحیه چشم گوش سوختگی صورت و از همه مهمتر ناحیه سر موج وانفجار آسیب دید
    از اون سال تا حال تمام زندگیش مختل شد اعصابش وروانش خراب و دچار فراموشی شده زنش بخاطر رفتار دو شخصتیش شکایت کرد و تمام زندگیش و یا با خود برد یا نابود کرد
    الان با من زندگی می کند
    بخدا قسم خودم هم مربضم باید از اون مواظبت کنم بیشتر وقت ها وسایل خونه را می شکنه هیچ وسیله سالم ندارم
    جرات ندارم صدا تلویزیونم را زیاد کنم
    زندگی منو برادر کوچکتر از خودش و هم نابود کرده
    مستاجرم هر سال بخاطر رفتارش باید اسباب کشی کنم همسایه از دادو بیداش اعتراض می کنن
    15درصد جانبازی بهش دادن هر جایی هم مراجعه می کنم هیچ کمکی بهش نمی کنند
    حقوقش هم اندازه درمان و خورد خوراکش نیست
    بخدا هنوز یه وام 5میلیونی هم بهش ندادن
    مگر من گناه کردم
    به کجا مراجعه کنم
    بخدا قسم بعضی وقت ها از دستش میخوام هر دو مونو بکشم
    و یه روز هم این کار می کنم
    گناهش به گردن بنیاد شهید خرم اباد لرستان که دردی از ما درمان نکردن

    تور خدا کمکم کنید یا راهنماییم کنید بخدا هیچ کس ندارم که کمکم کنه

  9. امیرمحمد پیکانی

    سلام من سال 93رفتم بالای مین همون بجا مانده جنگ دست راستم فلجه و تمام بدن سوخته 8سال فقط20درصد بهم دادن

  10. با عرض سلام بنده جانباز بیست و پنج درصدهستم زیرنظردکترخودشان هستم دو ماه تیمارستان بودم پرونده را از تیمارستان گرفتم بردم بنیادبنیادگفت دست باشه روز کمیسیون ببر بردم پیش دکتر گذاشتم بازنکردپرونده ام را علمی نگاه کرد گفت برو درحال حاظر پرونده دستم همان درصدی بودم همان زد درحال حاظر ازطرف سازمان تهمین اجتماعی ازکارافتاده کلی میباشم سی ماه هم جبهه دارم حیف رفتم بخوانید قضاوت با شما

  11. سلام من سرباز انتظامی بلوچستان بودم سال 74در در گیری با اشرار از ناحیه پایی چپ مجروح شدم نیرو به من 14درصد داده وفرستادن بنیاد احرازم قبول شدم ولی تو کمیسیون درصد فاقد درصد رای دادن الاننم دادن ماده 16 راهنمایی کنین من باید چکار کنم دو بارم عمل شدم

  12. جانبازبسیجی اعصاب وروان وگوشهالرستان

    سلام ازسال97برابرباگرفتن رای مثبت موج انفجاربرابرمدارک مستندومسجل شده معترضم اماباتاسف دراستان هیچ کس جوابگونیست ممنون ازشما

  13. سلام
    بعضی ها به لطف پارتی توانسته اند درصد بسیار بالایی ( بالاتر از 60 درصد) بگیرند، در حالیکه از نظر جسمی و روحی در آن حد از جانبازی نیستند، متاسفانه به پشتوانه درصد بالا هر کاری هم دوست دارند انجام می دهند. آیا امکان تجدید نظر در درصد چنین افرادی از طریق کمیسیون وجود دارد؟
    ممنون میشم راهنمایی بفرمایید

  14. ولی اله دوستی

    بسم الله الرحمن الرحیم
    جناب آقای مهندس سعید اوحدی
    رئیس محترم بنیاد شهید وامور ایثارگران کل کشور
    سلام علیکم
    احتراما گزارش مبسوطی از کم و کیف شرکت اینجانب در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید استان ایلام جهت اطلاع و دستورمقتضی بحضور ارسال می شود.
    لازم به ذکر است که فی المجموع طی مدت ۳۸ سال گذشته اینجانب فقط دوبار به کمیسیون های پزشکی بنیاد شهید معرفی شده ام. اولین بار با ۲۳ سال تاخیرپس از زمان مجروحیت [سال ۱۳۸۹] و دومین بار پس از گذشت پانزده سال از کمیسیون اول در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۸ که ذیلا اشاره می شود.
    ساعت سه بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخ ۱۷ / ۲ / ۱۴۰۴ از طرف بنیاد شهید وامور ایثار گران شهرستان ایلام با من تماس گرفتند که با یک قطعه عکس برای صدور کارت شناسایی ورود به کمیسیون پزشکی،به بنیاد شهید شهرستان مراجعه کنم.اعتقاد من اینست که برای حضور در کمیسیون و احیانا تکمیل کمی و کاستی ها و نواقص احتمالی در پرونده ،بهتر است حداقل یک ماه زودتر اعلام کنند.به هر حال راس ساعت پنج و نیم روز پنجشنبه ۱۸ / ۲ / ۱۴۰۴ به بنیاد شهید وامور ایثار گران استان ایلام برای حضور در کمیسیون پزشکی رفتم.تعدادی از مدارک، اسناد ، تست شنوایی و تصویربرداری ها به همراه مشروح گزارشات پزشکان که در اسفند ماه ۱۴۰۲ در بیمارستان ساسان تهران انجام داده بودم را با خود همراه داشتم.ساعت یازده شب نوبت من شد.اولین نفردکتر اعصاب و روان بود مردی مسن محترم و جا افتاده خیلی مودب متین با انرژی مثبت و لحنی دوستانه وخیلی صمیمی به من دست دادند و از احوالم پرسیدند.پرونده ام را مطالعه کرده بودند و درمورد من اطلاعات زمینه ای داشتند.با ارائه مستندات و مدارک پزشکی و بالینی از سال ۶۹ یعنی دوسال پس از مجروحیت و توضیحات لازم خدمت ایشان، مطالبی نوشتند و گفتند که امتیاز کامل را به من داده اند.دومین پزشک اعزامی دکتر گوش و حلق وبینی و موج انفجار بود که خیلی سرد و طلبکارانه برخورد میکرد از من مدارک بالینی حین مجروحیت می خواستند به ایشان گفتم آن زمان ودر آن شرائط جنگی امکاناتی نبوده که این کارها را انجام بدهیم و مدارک کارهای اولیه انجام شده در بیمارستان صحرایی هم بعدا درآتش سوخته است واصلا عقل کسی به این نمی رسید که دنبال جمع آوری مدارک و اینحرفا باشد.لیکن مستندات و فرم های احصا شده از همرزمان، فرمانده و معاون فرمانده گردان همراهم هستند.اگر ملاحظه بفرمایید که متاسفانه اعتنایی نکردند.حتی به سیر درمانی و تست های انجام شده در اسفند۱۴۰۲ تحت نظارت دکترهای متخصص بیمارستان ساسان تهران که هم‌راه داشتم هم نگاه نکردند.اصرار به ارائه مدارک بالینی زمان مجروحیت داشتند. اسفند۱۴۰۲در بیمارستان ساسان یک چکاب کامل انجام داده بودم برای همین گواهی تست شنوایی سنجی و موج انفجار،انجام داده بودم. سونو گرافی های تیروئید که وجود توده بزرگ ومشکوک در گلوی مرا تایید می کرد را ندیدند و هیچ توجهی نکردند.نفر سوم یک خانم دکتر فوق تخصص مغز و اعصاب بودند خیلی مهربان، با نزاکت و باخوشرویی مرا پذیرفتند مشکلاتم را با گوش جان شنیدند.ام آر آی و تصاویر مربوط به آرتروز گردن ضایعه نخاعی و… را مشاهده کردند و مطالبی را یاد داشت نمودند.سایر پزشک های اعزامی بدون توجه به افراد باقیمانده محل را ترک کرده بودند.تنها پزشکی که مانده بود دکتر داخلی بود ایشان هم با متانت و و وقار خاصی مرا پذیرفتند و تصویر اچ آر سی تی و تست پی اف تی ازمن خواستند که از فرط خستگی و نگرانی که داشتم با اینکه کنار دستم بودند فراموش کردم که به ایشان تحویل بدهم.اگر فقط یک لحظه به تصاویر و اسناد و مدارک همراهم نگاهی می انداختند علاوه بر آنچه نیاز بود سایر مدارک مستند و مستدل مربوط به سابقه شیمیایی ام را نیز رویت میکردند.
    به ایشان توضیح دادم که من مستقیما خدمت دکتر قانعی رسیدم،دربیمارستان بقیه الله تهران مراحل اچ آر سی تی و پی اف تی را انجام داده ام و آقای قانعی شخصا درصد شیمیایی نوشته اند.درمورد ضعف چشم ها تحلیل سی کیلویی بدن طی سه چهار ماه گذشته به ایشان گفتم از ضعف و ناتوانی پاهایم از خالی کردن زانوهای پایم درهنگام ایستادن دراثرناتوانی وضعف شدیدی که برمن عارض شده گفتم.امااذعان میکنم ذکر بعضی از آسیب ها حادث شده که اتفاقا مدارک همه آنهارا به همراه داشتم رافراموش کردم.توموردرگلو (تیروئید) ازکار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم، ابتلای مزمن به دیابت نوع ۲ و مصرف طولانی مدت داروهای شیمیایی،از ابتلا به تیروئیدکم کار شدید که با مصرف دوز بالای داروها هم مهارنشده و دائما پیشرفت می کند.ازعارضه زخم معده، ازبواسیر شدید و مزمنی که دراثر مرور زمان توده بزرگ و مشمئز کننده شده است.
    ازپوست خشک و شکننده و تاول های چرکینی که گاها روی پوست سر، زیر بغل کشاله ران ها، پشت و روی باسنم بصورت قارچی رشد می کند.ازریزش شدید وتوده ای موهای سرم ،لثه های کاملا فرسوه و در اکثر اوقات زخمی از دندان‌های تماما پوسیده وخراب شده پاها و انگشتان بیحس و کرخت شده از فشاری که درکف پاهایم شبانه روز امانم را بریده بود.از رفلکس شدید معده و تف صدری از بی خوابی های همیشگی از چسبندگی شدید دست هایم که دکترعمل جراحی بهم توصیه کرده بود و…..چیزی یادم نبود.متاسفانه موفق نشدم دیگر پزشک های متخصص اعزامی : چشم، پوست و مو، ارتوپد ، غدد ، ارولوژیست ، دهان و دندان و …. را ببینم.پس از گذشت چند روز پیامکی به دستم رسید که پرونده ام نواقص اچ آر سی تی و پی اف تی دارد.من هم اصل و کپی مدارک خواسته شده را که اسفند۱۴۰۲ در بیمارستان ساسان تهران انجام داده بودم راتحویل خانم کرمی مسؤل پرونده در بنیاد شهید شهرستان دادم که ضمن الصاق و پیوست نامه به استان ارسال کند.در معیت آقای سلطان زاده معاون محترم تعاون بنیاد شهید استان خدمت خانم راسخی مسول رسیدگی به پرونده رفتم و از نزدیک با ایشان دیدار و گفتگو کردم.در تاریخ ۱۴۰۴/۲/۳۱ و پس از برگزاری کمیسیون پزشکی چند نفر از بازرسان ویژه از تهران به بنیاد شهید و امور ایثار گران استان ایلام آمده بودند که با سه درخواست خدمتشان رسیدم. اول اینکه گواهی صورت سانحه اینجانب متشکل از سه مورد ” اعصاب و روان،سرو گردن وگوش وحلق وبینی ، موج انفجار و مصدومیت شیمیایی بوده ” که صرفا ۱۰٪ برای آسیب شیمیایی به من تعلق گرفته است.بنابراین خواستار لحاظ درصد برای همه آسیب های جسمی و روحی و روانی منبعث از مجروحیتم شدم ضمن اینکه تمام مدارک و مستندات از دوسال بعد از مجروحیت تا کنون در پرونده موجود است وآخرین آزمایشات و اسناد و مدارک هم تحویل سرکار خانم زهرا کرمی در بنیاد شهرستان شده است.دومین درخواست من مطالبه حق پرستاری بود.سومین درخواست اعطا تسهیلات خرید خانه یا زمین مسکونی که این موضوعات در سامانه های مربوطه ثبت و ضبط شده است.چند روز بعد از این ماجرا با رجوع به سامانه ایثار من متوجه شدم موج انفجار برایم تایید شده است.متأسفانه در اثر فشار روحی و بعضی مسائل که اینجا جای صحبت ان نیست فلج بلز شدم و از هر دوقسمت ناحیه صورت چشم ها ،پلک ها، فک ها و لبها فلج شدم و در تکلّمم اختلال شدید ایجاد شد بطوری که نوشیدن آب هم برایم مشکل بود.شش شبانه روز در بیمارستان رازی شهر ایلام بستری شدم .مدارک و اسناد و عکسبرداری های انجام شده، ام آر آی و سی تی اسکن با خلاصه شرح حال بستری شدنم را تحویل خانم کرمی در بنیاد شهید شهرستان دادم و با خانم راسخی هم صحبت کردم که هر چه زودتر به مرکز بفرستد شاید در تعین درصد نهایی تاثیر گذار باشد.در کمال تعجب در تاریخ ۱۴۰۴/۴/۹ دوباره پیامکی تکراری باهمان نواقص پرونده یعنی اچ آر سی تی و پی اف تی به دستم رسید. درحالیکه من این مدارک را تحویل داده بودم و ایشان هم طی شماره نامه ای که ذیلا تقدیم می شود برای خانم راسخی در بنیاد استان ارسال کرده بود.[ متقاضی محترم با کد ملی 6349906977 نتیجه کمیسیون پزشکی شما در تاریخ جلسه 1404/04/01 :دارای نقص مدرک : HRCT و PFT ارائه گردد (شعبه 5)].خانم کرمی پرونده تکمیل شده را درتاریخ ۱۴۰۴،۰۳،۰۴باشماره نامه ۲۰۲۰،۰۴،۵۷۲۹ برای خانم راسخی در بنیاد شهید استان ارسال کرده بودند.
    چرا با وجود تکمیل پرونده و رفع نقص اعلام شده این بار از طریق شعبه ۵ (نمیدانم شعبه ۵ کجا ) دوباره نقص در پرونده بخاطر hrct و pft اعلام شده است؟!.
    آیا قصور یا ترک فعل مسؤل مستقیم پرونده منجر به صدور چنین رأی شده است؟!.آیا معمول کار بنیاد اینست که باید پرونده ها مشمول مرور گذر زمان شده و در باتلاق بروکراسی اداری گرفتار شوند؟!.یا قصد وغرض خاصی پشت این قضیه هست که ابراز نمی شود؟!.علی ای حال ناچارا برای برطرف شدن هرگونه برداشت منفی احتمالی از خانم راسخی خواستم که مرا به بیمارستان یا مرکز انجام تستهای ریوی مورد قبول و معتمد بنیاد معرفی کند اما ایشان گفتند که ما به هیچکس تا بحال نامه ای نداده ایم و از هر مرکز معتبری تست ها را انجام بدهید مورد قبول است. لذا اینجانب برای ویزیت، معاینه و انجام آزمایشات ریوی خواسته شده به مطب سرشناسترین و حاذق ترین پزشک فوق تخصص ریه در استان سرکار خانم دکتر فریبا شکری رفتم و ضمن شرح ماجرا دستور انجام اچ آر سی تی ، پی اف تی را گرفتم. تست پی اف تی را همانروز در طبقه زیر زمین مجتمع آسیا مجاور مطب خانم دکتر شکری گرفتم که وضعیت نابسامان ریه ام را نشان می داد.صبح روز شنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۴ برای انجام تست اچ آر سی تی به بیمارستان رازی شهر ایلام رفتم وتست را انجام دادم.ساعت شش عصر همانروز سی دی اچ آر سی تی و تست پی اف تی را به مطب بردم.نمیدانستم دکتر شکری دو تست ریوی پیشرفته هم برایم نوشته است برای همین فردای آنروز
    یعنی صبح روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۵ به بیمارستان رازی رفتم و تست های دی ال سی او و بادی باکس که نوع پیشرفته آزمایشات ریه بود را انجام دادم.خانم دکتر شکری در شرح گزارش توصیفی خود تشدید مجروحیت شیمیایی و وخامت اوضاع ریه ام را گزارش کردند و داروها و اسپری هایی را تجویز کردند.صبح اول وقت روز سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ شرح گزارش،اسناد و سی دی مربوطه را برای سرکارخانم راسخی مسؤل پرونده در بنیاد شهید استان بردم تاضمن مکاتبه به مرکز ارسال کند.در روز سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ ازطریق پیامکی که به اینجانب دادند از ارسال پرونده به تهران توسط ایشان مطلع شدم
    اما متاسفانه پس از ۱۰ روز از تحویل مدارک تا کنون هیچ خبری نشده است.چه خوب می شد اگر حداقل و حداکثر زمان بررسی یک پرونده مشخص می شد چهار ماهه پرونده من باز است با این وجود هنوز نتیجه نهایی کمیسیون اعلام نشده است.
    امروز چهارشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۲ با وجود گذشت سه هفته از تحویل مدارک به بنیاد شهید هنوز نتیجه کمیسیون پزشکی اعلام نشده است برای من که اولین بار بعد از ۲۳ سال از زمان مجروحیت به کمیسیون پزشکی معرفی شدم و پانزده سال بعد برای دومین بار به کمیسیون پزشکی معرفی شدم لحظات به سختی می گذرد عمر ما کوتاه و تعلل آقایان زیاد خدایا خودت عاقبت ما را بخیر کن
    اولین و ابتدائی ترین موضوع و مطلب مهم برای احراز جانفشانی و جانبازی رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که متاسفانه مورد بی توجهی مسوولان کشوری و لشکری ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، بنیاد شهید و امور ایثارگران و عموم مخاطبان قرار گرفته و می‌گیرد و باید بیش از پیش مورد مداقه و مطمح نظر قرار بگیرد اینست که نفس عمل حضور داوطلبانه این عزیزان در آوردگاه نبرد
    این که این عزیزان جان بر کف نهاده ، بند بند وجودشان را آمال و آرزوهایشان را کنار گذاشته در قربانگاه جبهه حاضر شده اند.
    اسماعیل جانشان را به مسلخ ابراهیمی کشانده اند باید مورد توجه جدی و مبنای ایثارگری و جانبازی بدانند این که یک نوجوان آرزومند و با نشآط در عنفوان زندگی علیرغم تمام خواسته ها و امیال شخصی خویشتن خویش را فدای ناموس وطن می کند در حالی که می توانست راحت سر بر نازبالش بی خیالی بزند با دستان کوچک خود تفنگ بر دوش ساعت ها در سنگر نگهبانی سر کند امر کوچکی نیست.
    چرا که همه مردم این غیرت و جسارت و حمیت و گذشت را نداشته و ندارند که از جان بگذرند و آسایش و امنیت دیگران را با تیر و ترکش و خوف و زخم و درد و رنج وغربت خود عوض کنند.
    اینکه گوش به فرمان مولا و مقتدای خویش در کسری از ثانیه پیمان نامه عشق را با قطره قطره خون خود بنگارند وسمعا و طاعتا را جار بزنند جان عزیز را فدای منویات رهبر و امامین انقلاب کنند ارزش است و نباید از نظرها دور بماند.
    قبل از اعزام به جبهه رزمندگان عزیز هستی و سرمایه وجودشان را بدون هیچ انتظار و توقعی بر طبق اخلاص گذاشته تقدیم امنیت و آسایش مردم و حفظ نظام و انقلاب و تمامیت ارضی کشور کردند.
    در ثانی باید توجه داشت که کسانی از این بلبشوی درصد و عناوین کذایی که به خورد ایثارگران داده می شود سود می برند و ما را به جان هم می اندازند.
    این انصاف نیست که نوجوانی پرشور و با نشاط در پانزده سالگی با اخلاص کامل صد در صد وجودش را اعتقاد و باورهایش را خالصانه و بدور از هرگونه رنگ و ریا وتزویر دو دستی تقدیم نظام و انقلاب و تمامیت ارضی کشور بکند آنوقت پیرانه سر با هزار درد و رنج و مشکل لاینحل کاسه گدایی احراز درصد دردست بگیرد و در به در دنبال مدعیانی بدود که حتی گزش پشه ای را تحمل نکرده اند.

  15. ولی اله دوستی

    بسم الله الرحمن الرحیم
    جناب آقای مهندس سعید اوحدی
    رئیس محترم بنیاد شهید وامور ایثارگران کل کشور
    سلام علیکم
    احتراما گزارش مبسوطی از کم و کیف شرکت اینجانب در کمیسیون پزشکی بنیاد شهید استان ایلام جهت اطلاع و دستورمقتضی بحضور ارسال می شود.
    لازم به ذکر است که فی المجموع طی مدت ۳۸ سال گذشته اینجانب فقط دوبار به کمیسیون های پزشکی بنیاد شهید معرفی شده ام. اولین بار با ۲۳ سال تاخیرپس از زمان مجروحیت [سال ۱۳۸۹] و دومین بار پس از گذشت پانزده سال از کمیسیون اول در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۸ که ذیلا اشاره می شود.
    ساعت سه بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخ ۱۷ / ۲ / ۱۴۰۴ از طرف بنیاد شهید وامور ایثار گران شهرستان ایلام با من تماس گرفتند که با یک قطعه عکس برای صدور کارت شناسایی ورود به کمیسیون پزشکی،به بنیاد شهید شهرستان مراجعه کنم.اعتقاد من اینست که برای حضور در کمیسیون و احیانا تکمیل کمی و کاستی ها و نواقص احتمالی در پرونده ،بهتر است حداقل یک ماه زودتر اعلام کنند.به هر حال راس ساعت پنج و نیم روز پنجشنبه ۱۸ / ۲ / ۱۴۰۴ به بنیاد شهید وامور ایثار گران استان ایلام برای حضور در کمیسیون پزشکی رفتم.تعدادی از مدارک، اسناد ، تست شنوایی و تصویربرداری ها به همراه مشروح گزارشات پزشکان که در اسفند ماه ۱۴۰۲ در بیمارستان ساسان تهران انجام داده بودم را با خود همراه داشتم.ساعت یازده شب نوبت من شد.اولین نفردکتر اعصاب و روان بود مردی مسن محترم و جا افتاده خیلی مودب متین با انرژی مثبت و لحنی دوستانه وخیلی صمیمی به من دست دادند و از احوالم پرسیدند.پرونده ام را مطالعه کرده بودند و درمورد من اطلاعات زمینه ای داشتند.با ارائه مستندات و مدارک پزشکی و بالینی از سال ۶۹ یعنی دوسال پس از مجروحیت و توضیحات لازم خدمت ایشان، مطالبی نوشتند و گفتند که امتیاز کامل را به من داده اند.دومین پزشک اعزامی دکتر گوش و حلق وبینی و موج انفجار بود که خیلی سرد و طلبکارانه برخورد میکرد از من مدارک بالینی حین مجروحیت می خواستند به ایشان گفتم آن زمان ودر آن شرائط جنگی امکاناتی نبوده که این کارها را انجام بدهیم و مدارک کارهای اولیه انجام شده در بیمارستان صحرایی هم بعدا درآتش سوخته است واصلا عقل کسی به این نمی رسید که دنبال جمع آوری مدارک و اینحرفا باشد.لیکن مستندات و فرم های احصا شده از همرزمان، فرمانده و معاون فرمانده گردان همراهم هستند.اگر ملاحظه بفرمایید که متاسفانه اعتنایی نکردند.حتی به سیر درمانی و تست های انجام شده در اسفند۱۴۰۲ تحت نظارت دکترهای متخصص بیمارستان ساسان تهران که هم‌راه داشتم هم نگاه نکردند.اصرار به ارائه مدارک بالینی زمان مجروحیت داشتند. اسفند۱۴۰۲در بیمارستان ساسان یک چکاب کامل انجام داده بودم برای همین گواهی تست شنوایی سنجی و موج انفجار،انجام داده بودم. سونو گرافی های تیروئید که وجود توده بزرگ ومشکوک در گلوی مرا تایید می کرد را ندیدند و هیچ توجهی نکردند.نفر سوم یک خانم دکتر فوق تخصص مغز و اعصاب بودند خیلی مهربان، با نزاکت و باخوشرویی مرا پذیرفتند مشکلاتم را با گوش جان شنیدند.ام آر آی و تصاویر مربوط به آرتروز گردن ضایعه نخاعی و… را مشاهده کردند و مطالبی را یاد داشت نمودند.سایر پزشک های اعزامی بدون توجه به افراد باقیمانده محل را ترک کرده بودند.تنها پزشکی که مانده بود دکتر داخلی بود ایشان هم با متانت و و وقار خاصی مرا پذیرفتند و تصویر اچ آر سی تی و تست پی اف تی ازمن خواستند که از فرط خستگی و نگرانی که داشتم با اینکه کنار دستم بودند فراموش کردم که به ایشان تحویل بدهم.اگر فقط یک لحظه به تصاویر و اسناد و مدارک همراهم نگاهی می انداختند علاوه بر آنچه نیاز بود سایر مدارک مستند و مستدل مربوط به سابقه شیمیایی ام را نیز رویت میکردند.
    به ایشان توضیح دادم که من مستقیما خدمت دکتر قانعی رسیدم،دربیمارستان بقیه الله تهران مراحل اچ آر سی تی و پی اف تی را انجام داده ام و آقای قانعی شخصا درصد شیمیایی نوشته اند.درمورد ضعف چشم ها تحلیل سی کیلویی بدن طی سه چهار ماه گذشته به ایشان گفتم از ضعف و ناتوانی پاهایم از خالی کردن زانوهای پایم درهنگام ایستادن دراثرناتوانی وضعف شدیدی که برمن عارض شده گفتم.امااذعان میکنم ذکر بعضی از آسیب ها حادث شده که اتفاقا مدارک همه آنهارا به همراه داشتم رافراموش کردم.توموردرگلو (تیروئید) ازکار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم، ابتلای مزمن به دیابت نوع ۲ و مصرف طولانی مدت داروهای شیمیایی،از ابتلا به تیروئیدکم کار شدید که با مصرف دوز بالای داروها هم مهارنشده و دائما پیشرفت می کند.ازعارضه زخم معده، ازبواسیر شدید و مزمنی که دراثر مرور زمان توده بزرگ و مشمئز کننده شده است.
    ازپوست خشک و شکننده و تاول های چرکینی که گاها روی پوست سر، زیر بغل کشاله ران ها، پشت و روی باسنم بصورت قارچی رشد می کند.ازریزش شدید وتوده ای موهای سرم ،لثه های کاملا فرسوه و در اکثر اوقات زخمی از دندان‌های تماما پوسیده وخراب شده پاها و انگشتان بیحس و کرخت شده از فشاری که درکف پاهایم شبانه روز امانم را بریده بود.از رفلکس شدید معده و تف صدری از بی خوابی های همیشگی از چسبندگی شدید دست هایم که دکترعمل جراحی بهم توصیه کرده بود و…..چیزی یادم نبود.متاسفانه موفق نشدم دیگر پزشک های متخصص اعزامی : چشم، پوست و مو، ارتوپد ، غدد ، ارولوژیست ، دهان و دندان و …. را ببینم.پس از گذشت چند روز پیامکی به دستم رسید که پرونده ام نواقص اچ آر سی تی و پی اف تی دارد.من هم اصل و کپی مدارک خواسته شده را که اسفند۱۴۰۲ در بیمارستان ساسان تهران انجام داده بودم راتحویل خانم کرمی مسؤل پرونده در بنیاد شهید شهرستان دادم که ضمن الصاق و پیوست نامه به استان ارسال کند.در معیت آقای سلطان زاده معاون محترم تعاون بنیاد شهید استان خدمت خانم راسخی مسول رسیدگی به پرونده رفتم و از نزدیک با ایشان دیدار و گفتگو کردم.در تاریخ ۱۴۰۴/۲/۳۱ و پس از برگزاری کمیسیون پزشکی چند نفر از بازرسان ویژه از تهران به بنیاد شهید و امور ایثار گران استان ایلام آمده بودند که با سه درخواست خدمتشان رسیدم. اول اینکه گواهی صورت سانحه اینجانب متشکل از سه مورد ” اعصاب و روان،سرو گردن وگوش وحلق وبینی ، موج انفجار و مصدومیت شیمیایی بوده ” که صرفا ۱۰٪ برای آسیب شیمیایی به من تعلق گرفته است.بنابراین خواستار لحاظ درصد برای همه آسیب های جسمی و روحی و روانی منبعث از مجروحیتم شدم ضمن اینکه تمام مدارک و مستندات از دوسال بعد از مجروحیت تا کنون در پرونده موجود است وآخرین آزمایشات و اسناد و مدارک هم تحویل سرکار خانم زهرا کرمی در بنیاد شهرستان شده است.دومین درخواست من مطالبه حق پرستاری بود.سومین درخواست اعطا تسهیلات خرید خانه یا زمین مسکونی که این موضوعات در سامانه های مربوطه ثبت و ضبط شده است.چند روز بعد از این ماجرا با رجوع به سامانه ایثار من متوجه شدم موج انفجار برایم تایید شده است.متأسفانه در اثر فشار روحی و بعضی مسائل که اینجا جای صحبت ان نیست فلج بلز شدم و از هر دوقسمت ناحیه صورت چشم ها ،پلک ها، فک ها و لبها فلج شدم و در تکلّمم اختلال شدید ایجاد شد بطوری که نوشیدن آب هم برایم مشکل بود.شش شبانه روز در بیمارستان رازی شهر ایلام بستری شدم .مدارک و اسناد و عکسبرداری های انجام شده، ام آر آی و سی تی اسکن با خلاصه شرح حال بستری شدنم را تحویل خانم کرمی در بنیاد شهید شهرستان دادم و با خانم راسخی هم صحبت کردم که هر چه زودتر به مرکز بفرستد شاید در تعین درصد نهایی تاثیر گذار باشد.در کمال تعجب در تاریخ ۱۴۰۴/۴/۹ دوباره پیامکی تکراری باهمان نواقص پرونده یعنی اچ آر سی تی و پی اف تی به دستم رسید. درحالیکه من این مدارک را تحویل داده بودم و ایشان هم طی شماره نامه ای که ذیلا تقدیم می شود برای خانم راسخی در بنیاد استان ارسال کرده بود.[ متقاضی محترم با کد ملی 6349906977 نتیجه کمیسیون پزشکی شما در تاریخ جلسه 1404/04/01 :دارای نقص مدرک : HRCT و PFT ارائه گردد (شعبه 5)].خانم کرمی پرونده تکمیل شده را درتاریخ ۱۴۰۴،۰۳،۰۴باشماره نامه ۲۰۲۰،۰۴،۵۷۲۹ برای خانم راسخی در بنیاد شهید استان ارسال کرده بودند.
    چرا با وجود تکمیل پرونده و رفع نقص اعلام شده این بار از طریق شعبه ۵ (نمیدانم شعبه ۵ کجا ) دوباره نقص در پرونده بخاطر hrct و pft اعلام شده است؟!.
    آیا قصور یا ترک فعل مسؤل مستقیم پرونده منجر به صدور چنین رأی شده است؟!.آیا معمول کار بنیاد اینست که باید پرونده ها مشمول مرور گذر زمان شده و در باتلاق بروکراسی اداری گرفتار شوند؟!.یا قصد وغرض خاصی پشت این قضیه هست که ابراز نمی شود؟!.علی ای حال ناچارا برای برطرف شدن هرگونه برداشت منفی احتمالی از خانم راسخی خواستم که مرا به بیمارستان یا مرکز انجام تستهای ریوی مورد قبول و معتمد بنیاد معرفی کند اما ایشان گفتند که ما به هیچکس تا بحال نامه ای نداده ایم و از هر مرکز معتبری تست ها را انجام بدهید مورد قبول است. لذا اینجانب برای ویزیت، معاینه و انجام آزمایشات ریوی خواسته شده به مطب سرشناسترین و حاذق ترین پزشک فوق تخصص ریه در استان سرکار خانم دکتر فریبا شکری رفتم و ضمن شرح ماجرا دستور انجام اچ آر سی تی ، پی اف تی را گرفتم. تست پی اف تی را همانروز در طبقه زیر زمین مجتمع آسیا مجاور مطب خانم دکتر شکری گرفتم که وضعیت نابسامان ریه ام را نشان می داد.صبح روز شنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۴ برای انجام تست اچ آر سی تی به بیمارستان رازی شهر ایلام رفتم وتست را انجام دادم.ساعت شش عصر همانروز سی دی اچ آر سی تی و تست پی اف تی را به مطب بردم.نمیدانستم دکتر شکری دو تست ریوی پیشرفته هم برایم نوشته است برای همین فردای آنروزیعنی صبح روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۵ به بیمارستان رازی رفتم و تست های دی ال سی او و بادی باکس که نوع پیشرفته آزمایشات ریه بود را انجام دادم.خانم دکتر شکری در شرح گزارش توصیفی خود تشدید مجروحیت شیمیایی و وخامت اوضاع ریه ام را گزارش کردند و داروها و اسپری هایی را تجویز کردند.صبح اول وقت روز سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ شرح گزارش،اسناد و سی دی مربوطه را برای سرکارخانم راسخی مسؤل پرونده در بنیاد شهید استان بردم تاضمن مکاتبه به مرکز ارسال کند.در روز سه شنبه ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ ازطریق پیامکی که به اینجانب دادند از ارسال پرونده به تهران توسط ایشان مطلع شدم
    اما متاسفانه پس از ۱۰ روز از تحویل مدارک تا کنون هیچ خبری نشده است.چه خوب می شد اگر حداقل و حداکثر زمان بررسی یک پرونده مشخص می شد چهار ماهه پرونده من باز است با این وجود هنوز نتیجه نهایی کمیسیون اعلام نشده است.
    امروز چهارشنبه مورخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۲ با وجود گذشت سه هفته از تحویل مدارک به بنیاد شهید هنوز نتیجه کمیسیون پزشکی اعلام نشده است برای من که اولین بار بعد از ۲۳ سال از زمان مجروحیت به کمیسیون پزشکی معرفی شدم و پانزده سال بعد برای دومین بار به کمیسیون پزشکی معرفی شدم لحظات به سختی می گذرد عمر ما کوتاه و تعلل آقایان زیاد خدایا خودت عاقبت ما را بخیر کن
    بعد از کلی انتظار و در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۸ این پیام برام آمده است
    متقاضی محترم با کد ملی 6349906977 نتیجه کمیسیون پزشکی شما در تاریخ جلسه 1404/04/29 :
    .پس از اعمال ضرایب و موافقت کلیه اعضا ، درصد از کار افتادگی نامبرده 15 (پانزده) تعیین می گردد.
    خدا می‌داند که هدف این مجموعه احقاق حق جانبازان نیست بلکه صرفا رفع تکلیف خودشان است.
    هیجدهم اردیبهشت‌ماه امسال درکمیسیون پزشکی بنیاد شهید ایلام شرکت کردم
    در دو مرحله زمانی نقص پرونده اچ آر سی تی و پی اف تی اعلام شد.
    لذا از اول تمام آزمایشات ریه را انجام و مدارک مربوطه را درتاریح ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ تحویل مسؤل پرونده دادم ایشان همانروز برای کمیسیون پزشکی بنیاد در مرکز ارسال کردند.
    اما در کمال ناباوری امروز۱۴۰۴/۰۶/۰۸ نتیجه آمده که : متقاضی محترم با کد ملی ……..
    نتیجه کمیسیون پزشکی شما در تاریخ جلسه 1404/04/29 : پس از اعمال ضرایب و موافقت کلیه اعضا ، درصد از کار افتادگی نامبرده 15 (پانزده) تعیین می گردد.
    در حالیکه من مدارک جدید را در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۷ یعنی ۹ روز بعد از این تاریخ تعین درصد برای آنها فرستادم و گویا اصلا مورد توجه قرار نداده اند.
    من تمام مدارک سی وهفت سال موج انفجار، اعصاب و روان، چشم گوش حلق وبینی،دیابت نوروپاتی و رینتوپاتی ، تیروئید کم کار شدید،چسبندگی شدید مچ دست ها، انگشتان و ساعد هر دو دست،تست شنوایی سنجی و کاهش فاحش شنوایی هر دو گوش،آرتروز شدید گردن و نخاع، رفلکس و تف صدری شدید که بیش از هشتاد درصد دندونام فاسد شده و ریختن ،زخم معده ،بواسیر شدید،افت شدید بینایی هر دوچشم با تاری و خشکی ناشی از مواد شیمیایی، از کار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم و….. و هزار درد و مرض پنهان و پیدای دیگه امید به حمایت و پشتیبانی شما مسؤلان کشوری داریم نه اینکه شما بی احترامی و کوتاهی کنید.
    در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۰۹ پس از تماس با مسؤل پرونده در بنیاد شهید استان سرکار خانم راسخی و توجیه ایشان که مسؤلان کمیسیون بدون توجه به مدارک بروز و مورد وثوق ارسالی اقدام به اعلام نتیجه کردند.
    ایشان در تماس تلفني با مرکز علت را جویا شدند که متاسفانه بدون نتیجه مطلوب همان ۱۵٪ جانبازی را اعمال کردند.
    ۱۴۰۴/۰۶/۲۲ رفتم بنیاد شهید برای اعتراض به درصد جانبازی که اخیرا در کمیسیون بهم دادند مدیر کل می گفت این آسیب‌هایی که می گویی فقط مشمول حق پرستاری می شود و باعث افزایش درصد جانبازی نمی شود لازم به ذکر است موج انفجار برایم تایید شده است وپنج درصد افزایش داشتم اما به مدارک و مستندات سی وهفت سال اعصاب و روان با شدت و ضعف های زیاد توجه نشده است به افت شنوایی سنجی هردو گوش ،افت شدید بینایی هر دوچشم، آرتروز گردن و ضایعه نخاعی ،از کار افتادگی کلی آلت تناسلی و از بین رفتن کامل اسپرم، پوکی استخوان، از بین رفتن کامل دندان هاو….. توجه نشده و درصد لحاظ نشده است
    چکار بکنم احقاق حق بشود. ممنونم

  16. باسلام بنده ازجانبازان شیمیایی ارتش باکمسیون ۱۲۰وکارت ایثار ۲سال جبهه که ازتاریخ ۱۳۸۹/۰۶/۰۱ در بنیادشهید پرونده دارم فاقددرصد درتاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۹ رای قطعی ازشعبه تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به نفع بنده صادر و پرونده برای رسیدگی طبق مفاد این رای جز”۴بندب وبندپ ماده۱۱ به کمیسون ماده ۱۶ ارجاع شد .باگذشت ۲۸ ماه بی اعتنایی به قانون و رأی دیوان عدالت اداری شرم آور است وقتی رای اجرا نمی‌شود. لطفا راهنمایی بفرمایید باتشکر فراوان

  17. باسلام بنده ازجانبازان شیمیایی ارتش باکمسیون ۱۲۰وکارت ایثار ۲سال جبهه که ازتاریخ ۱۳۸۹/۰۶/۰۱ در بنیادشهید پرونده دارم (فاقددرصد)یعنی هزینهای سنگین درمان بیماری‌های جبهه وجنگ و بیماری‌های خاص را تحمیل نمودند که درتاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۹ رای قطعی ازشعبه تجدیدنظر دیوان عدالت اداری به نفع بنده صادر و پرونده برای رسیدگی طبق مفاد این رای جز”۴بندب وبندپ ماده۱۱ به کمیسون ماده ۱۶ ارجاع گردید با گذشت ۳۰ ماه بی اعتنایی به قانون و رأی دیوان عدالت اداری شرم آور است بنیادشهید ترک فعل می‌کند وکمیسیون ماده۱۶ حمایت ازبنیادشهید. رای دیوان عدالت اداری را هم اجرا نمی‌کنند تکلیف چیست لطفآ راهنمایی کنید.

  18. وظیفه شیمیایی سال ۶۶ در منطقه سومار هستم وچون در آن زمان کل منطقه توسط عراق تسرف شد و کل مدارک بالینی در بیمارستان از بین رفت ومن مدارک بالینی ندارم اما هم حضور و هم مجروح شدنم به میزان ۲۵ در صد در کمیسیون عالی بهداشت و درمان ارتش تعلق گرفت و مورد تعید کمیسیون ماده ۱۲۰ ارتش نیز قرار گرفت و کپی تمام مدارک موجود است. اما در بنیاد به علت نداشتن مدارک بالینی همزمان مورد قبول قرار نگرفت حتی ۵ درصد ماده ۸۷ را هم بهم ندادن در صورتیکه تبق قانون مدارک بالینی همزمان لازم نیست
    من یک وکیل کارآمد می‌خوام که حقم را ثابت کند نمیخواهم کامل رایگان باشد در حد توانم باشد ممنون 09188595513

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا